كرده و در آن با كتاب الزهره تأليف ابن داود اصفهانى معارضه كرده است . جز اينكه ابن داود صد باب آورده و در هر باب صد بيت و ابو عمر دويست باب آورده و در هر باب صد بيت . در اين كتاب جز از اندلسيان شعرى نياورده و شعرهاى نيكو اختيار كرده . ديگر از آثار او كتاب المنتزين و القائمين بالاندلس و اخبارهم است . حكم به سبب كارى كه او را بر سر خشم آورد به زندانش كرد . حميدى گويد : پندارم در زندان مرده باشد . اشعار او بسيار و مشهور است .
169 - احمد بن محمد بن سعيد بن عبيد الله قرشى [ 1 ]
ورّاق ابو الحسن احمد بن عمير بن جوصا حافظ دمشقى معروف به ابن فطيس بود .
ابن عساكر در تاريخ دمشق گويد : در شوّال سال 350 وفات كرد و ولادتش در ماه رمضان سال 271 يا 272 بود . خطى خوش داشت . از موالى جويريه دخت ابو سفيان بود . از جماعتى از شاميان روايت حديث كرد . ابن عساكر گويد : عبد العزيز كنانى از او ياد كرده است و گويد ثقه و امين بود . در دمشق براى مردم ورّاقى مىكرد زيرا خطش نيكو بود .
مؤلف گويد : بنابر آنچه در اول كتاب شرط كرديم كه خطاطان را نيز ياد كنيم ذكر او را در اينجا آورديم . ابن عساكر خط خوش او را ستوده است ولى من چيزى از آن نديدهام .
170 - احمد بن محمد بن فضل خزاز [ 2 ]
كنيه او ابو بكر بود . از ابو بكر بن دريد و ابو بكر بن سريج [ 3 ] و ابو بكر بن انبارى سماع كرد و بسيارى از مصنّفات آنها را روايت كرده . در سال 381 در گذشت . ثقه و اديب بود و خطى خوش داشت و در ضبط مورد اعتماد و فاضل و اديب با كتابهاى بسيار . نيز مردى توانگر بود . قاضى ابو العلاء واسطى و صميرى و تنوخى و ابو الحسين هلال بن محسّن و فرزندان صابى بسيارى از كتب ادب را از او روايت كردهاند و تا به امروز سلسلهء اين روايات متصل است . شيخ ما تاج الدين ابو اليمن از طريق او شمارى از كتابهاى ادبى را روايت كرده است .
هامش
[ 1 ] مصورة تاريخ ابن عساكر 2 : 172 ( تهذيب ابن عساكر 2 : 55 ، مختصر ابن منظور 3 : 262 ) ، الوافى 7 : 403 .
[ 2 ] تاريخ بغداد 5 : 81 ، الوافى 8 : 80 .
[ 3 ] م : سراج .