تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤

وزارت محمد بن هلال

پدرش يوسف بن هلال از پروردگان دولت و از بركشيدگان سلطان ابو الحسن بود كه در سراى او پرورش يافت . چون كارش بالا گرفت هواى امارت بر اعمال در سرش افتاد و سلطان او را امارت درعه داد . يوسف توانگر شد و صاحب فرزندان و بر اولياء دولت باليدن گرفت . سلطان ابو عنان او را سرپرستى امور مطبخ و سفره و پذيرايى مهمانهاى خود داد . يوسف در اين مقام نيز لياقت و كاردانى خويش نشان داد . برادرش سلطان ابو سالم نيز او را به امارت بلاد برگزيد و به سجلماسه فرستاد . در آنجا از عربها رنجهاى فراوان كشيد . سلطان او را عزل كرد و او در فاس بمرد . يوسف بن هلال را چند پسر بود ، همه در ظل نعمت پرورش يافته و از آن ميان محمد سر آمد همگان شد و چون سلطان ابو العباس به حكومت رسيد او را به همان شغل پدر كه سرپرستى مطبخ و سفره و پذيرايى مهمانها بود برگماشت . سپس او را فرا برد تا از مقربان خود ساخت . چون سلطان ابو العباس خلع شد و وزير او مسعود بن ماساى زمام امور مغرب به دست گرفت ، بدان سبب كه ميان محمد و يعيش برادر وزير كينهء ديرينه بود ، مدتى از بيم ايشان دم در كشيد . هنگامى كه آتش فتنه در مغرب شعله‌ور گرديد و عربهاى معقل راه خلاف در پيش گرفتند ، محمد بيمناك شد و با زروق بن توقريطت به احياء ايشان پيوست و هر دو - چنان كه گفتيم - بر يوسف بن على بن غانم شيخ فرزندان حسين فرود آمدند و نزد او زيستند . چون سلطان واثق [ محمد بن ابى الفضل ] از اندلس باز گرديد و با اصحاب خود به كوهستان زرهون رسيد و با وزير ، مسعود بن ماساى خلاف آغاز كردند ، محمد و زروق نزد سلطان رفتند و به اطاعت او در آمدند و از نفاقى كه وزير ، مسعود بن ماساى به آنان نسبت داده بود بيزارى جستند . ديرى نپاييد كه ميان واثق و مسعود بن ماساى صلح برقرار شد و او و يارانش را به فاس برد و همه در قبضهء قدرت وزير قرار گرفتند . وزير ايشان را عفو كرد و هر كس را بنا بر معهود به شغلى برگماشت . در اين هنگام خبر آوردند كه سلطان ابو العباس به سبته آمده است . محمد بن يوسف بن هلال ندانست چه كند ولى چون از دوستى ديرين سلطان ابو العباس و منافرت مسعود ابن ماساى ياد كرد ، تصميم گرفت كه به سبته رود . سلطان ابو العباس او را به اكرام تمام در آورد و از آمدنش شادمان شد و امور دولت خود به او سپرد . محمد بن يوسف بن هلال همچنان به كار در خدمت سلطان بر دوام بود تا سلطان به بلد الجديد فرود آمد چند روز كه از محاصرهء شهر گذشته بود بر او خلعت وزارت پوشانيد . پس نوبت فتح رسيد و انتظام كارها . محمد بن يوسف در نيكوترين حال به وزارت مشغول بود و ما باقى سر گذشت او را خواهيم آورد . ان شاء اللّه تعالى .