سلطان ابو سالم سر برداشته و مردم با او بيعت كردهاند . و ما به ذكر آن خواهيم پرداخت . ان شاء اللّه .
خبر از بيعت سلطان ابو العباس احمد بن ابو سالم ابراهيم و استقرار او بر تخت پادشاهى و بيان حوادث ديگر
محمد بن عثمان براى سد ثغور ملك به سبته رفت تا از تجاوز ابن الاحمر كه جبل الفتح را محاصره كرده بود ممانعت نمايد ، ميان ابن الاحمر و محمد بن عثمان رسولان آمد و شد گرفتند . ابن الاحمر عتاب آغاز كرد و محمد بن عثمان از آنچه ابن عمش مرتكب شده بود پوزش خواست . ابن الاحمر از اين طريق براى وصول به غرضش راهى يافت . و با او در امر بيعت با ابو العباس احمد بن سلطان ابو سالم به گفتگو پرداخت . ابو العباس با ديگر فرزندان ابو سالم در طنجه تحت مراقبت بودند . ابن الاحمر گفت كه بايد كسى بر مسلمانان فرمان راند كه بتواند دشمن ايشان را دفع كند و مرزهاى مملكت را از تجاوز دشمنان مصون دارد نه كودكى خردسال كه شرعا با او بيعت نتوان كرد و اين منصب از ميان همهء فرزندان به ابو العباس احمد بن ابو سالم اختصاص دارد كه پدر او را بر همگان حقى بزرگ است و بايد كه اين حق گزارده آيد و ابن الاحمر او را وعده يارى داد . ابن الاحمر شرط كرد كه چون امر بر ابو العباس قرار گيرد از محاصرهء جبل الفتح دست بر خواهد داشت و فرزندان را كه در طنجه تحت نگهبانى او هستند به بيعت وادار خواهد كرد و در عوض هر گاه بر ابن الخطيب دست يابند به نزد او روانهاش دارند . محمد بن عثمان اين شرطها بپذيرفت . سفير او در اين گفتگوها احمد الرعينى از طبقه كتاب اشغال در سبته بود .
سلطان ابو الحسن در آن شب كه از واقعهء طريف جان رهانيده و از آب گذشته بود با مادر اين احمد ازدواج كرده بود . زيرا در اين واقعه زنان خود را از دست داده بود . چون حرمش در فاس به او پيوستند مادر احمد را به نزد اقوامش فرستاد . رعينى مىپنداشت كه اين سفارت وسيلهاى شود كه او با فرزندان سلطان ابو الحسن پيوندى يابد و در دولت نوين مقامى فرا چنگ آرد . محمد بن عثمان از سبته به طنجه شد و به مكانى كه فرزندان در بند بودند ، رفت . ابو العباس احمد بن سلطان ابو سالم را فرا خواند و با او بيعت كرد و مردم را به اطاعت او واداشت . مردم سبته را نيز به بيعت فرا خواند . آنان نيز بيعت كردند . ساكنان جبل الفتح نيز دست بيعت دادند و ابن الاحمر محاصره برداشت . محمد بن عثمان از سوى سلطان خويش ابو العباس جبل الفتح را به او واگذاشت و مردم آن ديار را به اطاعت از او فرا خواند . ابن الاحمر از مالقه بيامد و به شهر داخل شد و بر آن مستولى گرديد و دعوت بنى مرين در آن سوى دريا به كلى محو گرديد . ابن الاحمر سلطان ابو العباس را هدايايى گران داد و او را به لشكرى از غازيان اندلس يارى داد و براى يارى او در كارى كه در پيش داشت اموالى به نزد او حمل كرد .