تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
ايشان در مواضعشان جنگ در پيوست تا به صلح گردن نهادند . سلطان نيز بپذيرفت . منيف بن ثابت با فرزندان و عشيرهء خود به اندلس رفت و تا پايان عمر در آنجا بود و راشد به بلاد موحدين رفت . محمد بن عمر بن منديل در سال 705 نزد سلطان آمد سلطان اكرامش كرد . بلاد مغراوه آرامش يافت و در تصرف سلطان ابو يعقوب قرار گرفت . سلطان عمال خود به آنجا فرستاد و اين حال ببود تا در سال 706 درگذشت . و اللّه تعالى اعلم .

خبر از فتح بلاد بنى توجين و حوادث همراه آن

چون سلطان ابو يعقوب يوسف بن يعقوب ، به جنگ تلمسان رفت و بر بلاد بنى عبد الواد غلبه يافت ، به تصرف بلاد بنى توجين روى آورد . عثمان بن يغمراسن بر مواطن ايشان غلبه يافته بود و كوهستان وانشريش را گرفته بود و در بلاد بنى عبد القوى به عزل و نصب و گرفتن باج و خراج مىپرداخت . اين واقعه در سال 701 بود . سلطان از او خواست كه بطحاء را كه محمد بن عبد القوى ويران كرده بود از نو بسازد . او نيز بساخت و سلطان تا اقصاى مشرق پيش رفت . سپس به پايتخت باز گرديد و در سال 703 اهل تافر كنيت به اطاعت آمدند ولى بعدها عصيان كردند . سپس اهل مديه اظهار اطاعت كردند ، سلطان بپذيرفت و فرمان داد قصبهء مديه را بنا كنند . بنى عبد القوى نيز پس از چندى چشم دلشان بينا شد و سر به اطاعت نهادند و به سال 703 در شهرى كه محيط بر تلمسان بنا كرده بود ، يعنى المنصوره ، رسولانشان به نزد او رفتند . سلطان نيز بپذيرفت و سابقهء مودت و خدمت ايشان رعايت كرد و آنان را به بلاد خود باز گردانيد و اقطاعشان داد . و على بن ناصر بن عبد القوى را بر ايشان امارت داد و فرمان داد قصبه مديه را بسازند . در سال 704 آغاز كردند و در سال 705 به پايان آوردند و على بن ناصر در خلال اين احوال بمرد و سلطان - چنان كه گفتيم - محمد بن عطية الاصم را بر آنان امارت داد . محمد بن عطيه چندى بر جادهء فرمانبردارى بود ، سپس در سال 706 عصيان كرد و قوم خود را به مخالفت برانگيخت و آنان از موطن خويش پراكنده شدند و اين حال تا پايان عمر ابو يعقوب ، يوسف بن يعقوب بر جاى بود . و اللّه تعالى اعلم .

خبر از رسول فرستادن موحدين ملوك افريقيه كه در تونس و بجايه بودند و احوال سلطان ابو يعقوب با ايشان

فرزندان ابو حفص ملوك افريقيه را با زناتهء مغرب ، از بنى مرين و بنى عبد الواد سوابقى در خور ذكر است . روزگارى يغمراسن [ از بنى عبد الواد ] و فرزندانش مطيع فرمان ايشان بودند . با ايشان بيعت كرده بودند و به نامشان بر منابر خطبه مىخواندند و اين از هنگامى بود كه امير ابو يحيى بن