درگذشت . عامل تلمسان در آن عهد ، ابو زيد بن بوجان ، كسى را برگماشت تا بىخبر او را بكشت .
پس از او زمام امور به دست پسرش عبد القوى بن عباس افتاد . عبد القوى در اين رياست رقيبى نداشت و اعقابش چنان كه خواهيم گفت جانشين او شدند .
از مشهورترين بطون بنى توجين در اين ايام بنى يدللتن و بنى نمرى و بنى مادون و بنى زنداك و بنى وسيل و بنى قاضى و بنى مامتاند اين شش تيره را جمعا بنى مدن گويند . سپس بنى تيغرين و بنى يرناتن و بنى منكوشاند و اين سه را بنى رسوغين گويند . و نسب بنى زنداك در آنها داخل است و همه از بطوناند . از بنى منكوش است : عبد القوى بن العباس بن عطية الحيو . من از برخى از مورخين زناتى منكوشى چنين شنيدهام : به هنگام انقراض بنى عبد المؤمن ، رياست بنى توجين از آن عبد القوى بن عباس بن عطية الحيو بود . و احيائشان هم در آن جولانگاهها بودند .
چون دولت بنى عبد المؤمن روى به ضعف نهاد و مغراوه بر اراضى متيجه و سپس بر كوه وانشريش غلبه يافتند ، عبد القوى و قومش بر سر وانشريش با آنان به منازعه پرداختند و آن قدر اين مبارزه ادامه يافت كه بر ايشان غلبه يافتند و كوه وانشريش بستدند . بنى تيغرين و بنى منكيوش از احياء ايشان در آنجا جاى گرفتند . سپس منداس را نيز گرفتند و همهء بنى مدن در آنجا مسكن گزيدند . اما برترى و ظهور از آن بنى يدللتن بود و رياست بنى يدللتن با بنى سلامه . بنى يرناتن از بطون ايشان در مواطن نخستين خود در جنوب وانشريش باقى ماندند . از احلاف بنى عطية الحيو بنى تيغرين است و فرزندان عزيز بن يعقوب اينان جمعا به حشم معروفاند چون بر اوطان و تلول غلبه يافتند و مغراوه را از مديه و وانشريش و تافركنيت راندند ملك ايشان را و نيز مواطن غربى آنها را چون منداس و حعبات و تاوغزوت گرفتند . رئيسشان در اين عهد عبد القوى بن العباس بود و همه در فرمان او بودند . او همواره بدوى زيست و زندگى در چادر و به طلب آب و گياه به جايهاى دور زمين و سفر كردن به زمستانگاه و تابستانگاه را رها نكرد . به هنگام زمستان تا مصاب و زاب مىرفتند و در تابستانها در ارتفاعات بلادشان مىزيستند . عبد القوى و پسرش نيز چنين بودند . پس از او ميان فرزندانش خلاف افتاد و بعضى بعض ديگر را كشتند و بنى عبد الواد بر اوطان و احيائشان غلبه يافتند و بنى يرناتن و بنى يدللتن برايشان فرمان راندند و در زمرهء خيل و حشم بنى عبد الواد در آمدند . اعقابشان در كوه وانشريش ماندند تا چنان كه گفتيم منقرض شدند .
چون قبايل مغراوه بر كوه وانشريش غلبه يافتند . عبد القوى دژ مرات را پى افكند بود و منديل مغراوى آن كار آغاز كرده بود و قصبهء آن را نيز ساخته بود ولى بنايش را كامل نكرده بود .
محمد بن عبد القوى بعد از رفتن مغراوه آن را كامل كرد .
هنگامى كه فرزندان ابو حفص در افريقيه به قدرت رسيدند و خلافت موحدين به ايشان رسيد ، امير ابو زكريا به مغرب اوسط آمد و قبايل صنهاجه به اطاعت او در آمدند و زناته از برابر او
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 173
مساهمون: ابن خلدون
ص١٧٣