بلد بنى يفرن است كه در آغاز اسلام ملوك تلمسان از آنجا بودند و چنان كه گفتيم ابو قرة الصفرى از آنجا برخاست . پس از آن مردان ديگرى برخاستند ، چون يعلى بن محمد اميرى كه به دست جوهر صقلى سردار شيعه - چنان كه در اخبارشان آورديم - كشته شد . يعلى همان است كه در اين كوه شهر ايفكان را بنا كرد و جوهر در روز كشتنش آن شهر را نيز ويران ساخت .
چون بنى راشد آن كوه را تصرف كردند و در آن وطن گزيدند به مثابهء دژ آنان گرديد و آمد و شدشان در زمين جنوبى آن بود . و در اين عهد عربها آن اراضى را گرفتهاند و بنى راشد به كوه پناه بردهاند .
غلبهء بنى راشد بر اين اوطان به هنگام دخول بنى عبد الواد به مغرب اوسط بود . بنى راشد از پيروان و احلاف بنى عبد الواد بودند و در فتنهها و جنگهايشان با بنى توجين و بنى مرين همدستى داشتند . رياستشان در خاندانى از ايشان بود معروف به بنى عمران . در آغاز دخولشان زمام كارها در دست ابراهيم بن عمران بود . برادرش ونزمار بر او پيروز شد و تا به پايان حيات خويش بر ايشان فرمانروايى كرد . پس از او پسرش مقاتل بن ونزمار به حكومت رسيد و عم خود ابراهيم را كشت .
رياست بنى عمران از اين پس ميان بنى ابراهيم و بنى ونزمار تقسيم شد ولى رياست بنى ونزمار آشكارتر بود . پس از ابراهيم پسرش ونزمار به حكومت رسيد . او معاصر يغمراسن بن زيان بود و عمر دراز كرد . چون در سال نود از قرن هفتم درگذشت غانم پسر برادرش محمد بن ابراهيم جانشينى او شد پس از او موسى بن يحيى بن ونزمار ، جانشين او شد و من نمىدانم كه پس از غانم يا ميان موسى و غانم چه كسى فرمانروايى داشته است . چون بنى مرين در آخرين لشكركشى خود به تلمسان در آمدند ، اين بنى راشد در اطاعت سلطان ابو الحسن بودند و شيخ ايشان در آن عهد ابو يحيى بن موسى بن عبد الرحمان بن ونزمار بن ابراهيم بود . كرچون بن ونزمار كه پسر عم او بود در تلمسان مىزيست و در اين زمان دولت بنى عبد الواد و متابعانش منقرض گرديد . بنى مرين همهء سران زناته را به مغرب اقصى فرستادند . اين بنى ونزمار از كسانى بودند كه به مغرب رفتند و در آنجا وطن كردند تا آنگاه كه با رسوم دولت بنى عبد الواد به دست ابو حموى دوم موسى بن يوسف بر سر كار آمد . شيخ بنى راشد در عهد او زيان بن ابى يحيى بن موسى بود كه از او ياد كرديم . اينان از مغرب از زير فرمان بنى مرين بيرون آمدند و به ابو حمو پيوستند ولى ابو حمو زيان بن ابى يحيى را متهم به همدستى با ايشان نمود و بگرفتش و مدتى در وهران او را در بند كشيد . زيان بن ابى يحيى از زندان بگريخت و به مغرب رفت و چندى در ميان احياء ايشان در گردش بود . سپس به سبب تعهدى كه ابو حمو در حق او كرد به فرمان آمد و از سوى او بر قوم خود امارت يافت . آنگاه او را بگرفت و بار ديگر به زندان فرستاد . عاقبت در سال 768 بكشتش و فرمانروايى بنى ونزمار بن ابراهيم
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 171
مساهمون: ابن خلدون
ص١٧١