تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
به پايان آمد . اما بنى ونزمار بن عمران ، بعد از مقاتل بن ونزمار برادرش تورزكن بن ونزمار به رياست رسيد . آنگاه پسرش يوسف بن تورزكن و كسانى ديگر كه نامشان را به ياد ندارم . و اين حال ببود تا بنى ونزمار بن ابراهيم بر ايشان غلبه كردند . در اين عهد رياست فرزندان عمران به كلى از ميان رفته است و بنى راشد در زمرهء خيل و حشم سلطان‌اند و خراجگزاران او و باقى ايشان نيز به همان حال‌اند كه از آن ياد كرديم . و اللّه وارث الارض و من عليها و هو خير الوارثين .

خبر از بنى توجين از شعوب بنى بادين از اهل طبقهء سوم از زناته و دولت و سلطنت ايشان در مغرب اوسط و آغاز كار و سرانجامشان

اين حى از بزرگترين احياء بنى بادين است و بشمار از همه بيش . مواطن ايشان در كنار وادى شلف در جنوب كوه وانشريش از سرزمين سرسو بود . كه امروز آن را نهر و اصل گويند . در سرزمين سرسو در جانب غربى ايشان بطونى از لواته بود كه بنى وجديجن و مطمامه بر آنان غلبه يافتند آنگاه سرزمين سرسو به اين بنى توجين تعلق گرفت و آن را به مواطن نخستينشان در افزودند . مواطنشان شامل اراضى ميان موطن بنى راشد و جبل دراك در جانب جنوبى شد . رياست ايشان در ايام تسلط صنهاجه به قول ابن الرقيق بر عهدهء عطيهء بن دافلتن و پسر عمش لقمان بن المعتز بود . چون ميان حماد بن بلكين و عمش باديس خلاف افتاد و باديس از قيروان به سوى او در حركت آمد ، چون به وادى شلف در آمد بنى توجين به او پيوستند . ايشان را در جنگهاى حماد دلاوريها بود . لقمان بن المعتز از عطية بن دافلتن مشهورتر بود . قومش در اين روزها قريب به سه هزار تن بودند . لقمان پسر خود بدر را پيش از آنكه خود به نزد باديس رود به نزد او فرستاد . چون حماد منهزم شد باديس حق لقمان را رعايت كرد و از غنايم بهره‌مندش ساخت و او را بر قومش و مواطنش فرمانروايى داد و اجازت داد كه هر جا را فتح كند از آن او باشد . پس از چندى بنى دافلتن رياست قوم را به خود اختصاص دادند . گويند كه دافلتن پسر ابو بكر بن الغلب است . رياست ايشان در عهد موحدين از آن عطية بن مناد بن العباس بن دافلتن بود . او را عطية الحيو لقب بود . در عهد او ميان ايشان و بنى عبد الواد جنگهايى بود كه عامل اصلى آن از بنى عبد الواد شيخ ايشان در آن عهد ، اعدوى بن يكنمن بن القاسم بود . اين كشاكش همچنان در ميان آنان باقى بود تا آنگاه كه بنى عبد الواد بر مواطنشان غلبه يافتند . و ما در اين باب سخن خواهيم گفت . چون عطية الحيو به هلاكت رسيد ، پسرش عباس بن عطية جانشين او شد . او را در لشكركشى بر ضواحى مغرب اوسط دليريها بود . عباس بن عطيه از اطاعت موحدين بيرون آمد و در سال 607