تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
كه بيمار شد . سلطان در اين ايام در تازى بود . آن بيمارى سبب مرگش شد و در محرم سال 796 ديده از جهان فرو بست . پسرش ابو فارس عبد العزيز را از تلمسان فرا خواندند و در تازى با او بيعت كردند و به جاى پدر نشاندند و به فاس باز گردانيدند . آنگاه ابو زيان بن ابو حمو را از بند آزاد كردند و به امارت تلمسان فرستادند . ابو زيان در آنجا زير فرمان سلطان ابو فارس بود . برادرش يوسف بن الزابيه به احياء بنى عامر پيوسته بود و قصد تصرف تلمسان داشت . ابو زيان چون به تلمسان آمد نزد بنى عامر كس فرستاد و اموالى شرك براى ايشان روانه نمود كه يوسف برادرش را گرفته نزد او فرستند . آنان نيز اجابت كردند و او را به مردان موثقى كه ابو زيان فرستاده بود تسليم نمودند . برخى از احياء عرب راه بر آنان بستند تا او را بستانند . پس خود پيشدستى كرده به قتلش آوردند و سرش را نزد برادرش ابو زيان فرستادند . از آن پس اوضاع به آرامش گراييد و باد فتنه فرو نشست و امور دولتش استقامت گرفت و تا به امروز بر همان نحو است . و اللّه غالب على امره . سخن ما در دولت بنى عبد الواد ، دولت زناته در مرحلهء دوم به پايان آمد . اكنون بايد به آن تيره‌اى از زناته كه از آغاز دولت به بنى مرين گرايش يافته بودند بپردازيم . اينان بنى كمى از تيره‌هاى على بن القاسم برادران طاع اللّه بن على هستند . همچنين به بيان اخبار بنى كندوز امراى ايشان در مراكش خواهيم پرداخت . اينك به اخبار ايشان باز مىگرديم . و در ضمن آن باز هم از بنى عبد الواد سخن خواهيم گفت . و اللّه وارث الارض و من عليها و هو خير الوارثين .

خبر از بنى كمى يكى از بطون بنى القاسم بن عبد الواد و چگونگى گرايش ايشان به بنى مرين و فرمانرواييشان در نواحى مراكش و سرزمين سوس

در آغاز سخن از بنى عبد الواد ، گفتيم كه بنى كمى از شعوب بنى القاسم‌اند ، فرزندان على بن يمل بن يركن بن القاسم ، برادران بنى طاع اللّه و فرزندان دلوك و بنى معطى بن جوهر بن على و گفتيم كه ميان بنى طاع اللّه و برادرانشان بنى كمى چه فتنه‌هايى بر پا شد و كندوز بن عبد اللّه بزرگ بنى كمى ، زيان بن ثابت بن محمد بزرگ بنى طاع اللّه را چسان به قتل رسانيد و جابر بن يوسف بن محمد كه پس از او زمام امور را به دست گرفت چگونه انتقام زيان را بستد و كندوز يا در جنگ يا به گونه‌اى بى خبر به قتل رسيد و سرش را نزد يغمراسن بن زيان فرستادند و خاندان او را براى تسكين دل خود آن سر را سنگ اجاق خود ساختند و بر آن ديگ نهادند . از آن پس غلبه از آن بنى كمى بود . به تونس آمدند و بزرگشان در آن عهد عبد اللّه بن كندوز بود . اينان بر امير ابو زكريا فرود آمدند و تا هنگام غلبهء او بر تلمسان - چنان كه گفتيم - در خدمت او بودند . عبد اللّه بن كندوز را هواى تسلط بر تلمسان در سر افتاد ولى كوشش او به جايى نرسيد چون
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 168 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى