تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
تلمسان داخل شد . فرزندانش نيز برسيدند و در نزد او در تلمسان مقام كردند . فرزندش منتصر بيمار شد و پس از چند روز از ورودشان به تلمسان ، بمرد . و كارها بدين گونه استقرار يافت . و اللّه اعلم .

آمدن ابو تاشفين با سپاهيان بنى مرين و كشته شدن سلطان ابو حمو

چون ابو تاشفين از پدر بگريخت و از تلمسان برفت به ميان عربهاى سويد رسيد . آنان چنان راى زدند كه از صاحب مغرب يارى خواهد . ابو تاشفين و محمد بن عريف شيخ سويد نزد سلطان ابو العباس صاحب فاس و سلطان بنى مرين رفتند و از او يارى خواستند . سلطان ابو العباس آنان را بگرمى استقبال كرد و هر دو را وعدهء يارى داد . ابو تاشفين در نزد او ماند تا مگر به وعده‌اى كه داده است وفا كند . ميان ابو حمو و ابن الاحمر فرمانرواى اندلس دوستى و مواصلت بود . همچنين ابن الاحمر به سبب آنكه در آغاز دولت ابو العباس او را يارى داده بود با مغرب روابطى نيكو داشت . ابو حمو نزد او كس فرستاد كه از او دفاع كند و ابو تاشفين را از مغرب نزد او باز گرداند ولى صاحب مغرب تا به عهد خود وفا كرده باشد اين خواست را نپذيرفت و گفت كه او را تسليم نمىكند و ياريش هم نخواهد كرد . ابن الاحمر الحاح كرد و ابو العباس عذر آورد . ابو تاشفين در آغاز ورودش به مغرب با وزير دولت مغرب محمد بن يوسف بن علال پيمان بسته بود و اكنون او خود را به رعايت اين پيمان ملزم مىدانست و ميل داشت كه او را در برابر دشمنش يارى رساند و چندان پاى فشرد كه سلطان با او موافقت نمود . سلطان ابو العباس پسر خود امير ابو فارس و وزير محمد بن علال را به يارى ابو تاشفين روان داشت . اينان در اواخر سال 791 از فاس بيرون آمدند و به تازى رسيدند . خبر به ابو حمو رسيد ، از تلمسان بيرون آمد و اتباع خود از بنى عامر و جراح بن عبيد اللّه گرد آورد و از كوهستان بنى ورنيد كه مشرف بر تلمسان است گذشت و در غيران از نواحى آن مقام گرفت . ابو تاشفين نيز از حركت پدر آگاه شد و به سوى تلمسان راند و بار ديگر آن شيطان شر و فتنه موسى بن يخلف مكر و خديعت خويش آشكار ساخت . موسى بن يخلف بر تلمسان غلبه يافت و دعوت ابو تاشفين در آنجا بر پاى داشت . ابو حمو پسر خود عمير را بر سر او فرستاد و در همان شب كه رسيد بر سر او تاخت مردم شهر موسى بن يخلف را تسليم او كردند . عمير او را بند بر نهاد و نزد پدر به غيران برد . ابو حمو او را به سبب اعمالش سرزنش نمود ، سپس به سختى شكنجه كرد و به نحو شنيعى به قتل رسانيد . جاسوسان نزد ابو فارس فرزند صاحب مغرب و وزير او ابن علال آمدند و جاى ابو حمو و اعراب طرفدارش را در غيران نشان دادند . وزير ، ابن علال با سپاهيان بنى مرين به جنگ او رفت .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 165 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى