شهر بونه پيش رفتند و باز گرديدند .
در سال 729 حمزة بن عمر نزد سلطان ابو تاشفين كس فرستاد و از او يارى خواست و با او يا بعد از او عبد الحق بن عثمان را نيز بفرستاد . عبد الحق عثمان دلير مرد شول بود كه از بنى مرين بودند ، او از سالها پيش بر مولانا سلطان ابو يحيى فرود آمده بود ولى سلطان در مواردى بر او خشم گرفته بود . از اين رو به تلمسان رفت . سلطان ابو تاشفين همهء سرداران را با لشكرش زير نظر يحيى بن موسى با ايشان فرستاد و محمد بن ابى بكر بن ابى عمران از بزرگان حفيصه را نيز همراه ايشان كرد .
مولانا سلطان ابو يحيى در رياس از نواحى بلاد همواره با آنان مصاف داد . احياء عرب از فرزندان مهلهل كه با او بودند او را فرو گذاشتند ، پس لشكرش پراكنده شد و دشمن بر حرم او مستولى گرديد و پسرانش احمد و عمر اسير شدند و آنان را به تلمسان فرستادند . مولانا سلطان ابو يحيى به قسنطينه رفت . در ميدان جنگ مجروح شده بود . يحيى بن موسى و ابن ابى عمران به تونس رفتند و بر آن مستولى شدند . يحيى بن موسى پس از چهل روز كه به تونس داخل شده بود از آنجا باز گرديد و با جماعات زناته به تلمسان رفت مولانا سلطان ابو يحيى چون از بازگشت زناته خبر يافت به سوى تونس نهضت نمود و ابن ابى عمران را از آن راند . سلطان ابو يحيى پسر خود ابو زكريا يحيى را با ابو محمد بن تافراكين از مشيخهء موحدين نزد فرمانرواى مغرب فرستاده بود و اين امر چنان كه خواهيم گفت - بعدها سبب فرو ريختن دولتش شد . سلطان ابو تاشفين با برخى از مردم بجايه روابطى نهانى برقرار كرد و آنان جاهايى را كه از آن به شهر مىتوانست داخل شد به او نشان دادند . سپس او را فرا خواندند . او نيز بيامد و به شهر در آمد . حاجب ابن سيد الناس بيمناك شد و پيش از او در همان روز ورودش به شهر ، او نيز به شهر داخل شد و همهء كسانى را كه به شركت در اين توطئهء دخالت داشته بودند بكشت . ريشهء فساد بركند . سلطان ابو تاشفين نيز از آنجا برفت . آنگاه عيسى بن مزروع از مشيخهء بنى عبد الواد را بر لشكرى كه در تامزيزدكت نهاده بود امارت داد و او را به ساختن دژى كه از تامزيزدكت به بجايه نزديكتر باشد فرمان داد . او نيز اين دژ را در ياقوته بالا دست شى الوادى [ 1 ] در روبروى بجايه بنا نمود و بجايه را در محاصره آورد و همچنان محاصره را سختتر مىكرد تا سلطان ابو الحسن از مغرب برسيد و همه به تلمسان حركت كردند و محاصرهء بجايه به پايان آمد . در سال 732 مولانا سلطان ابو يحيى با سپاه خود از تونس تا تامزيزدكت برفت و آن را در يك روز چنان ويران كرد كه گويى هرگز نبوده است . و ما در اخبار او به اين واقعه اشاره خواهيم كرد و اللّه تعالى اعلم .
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخههاىBوC: بنى وادى .