تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
جان برهانيد . در سال 725 مشيخه سليم به نزد سلطان ابو تاشفين آمدند . اينان حمزة بن عمر بن ابى الليل و طالب بن مهلهل بودند ، دو تن از نام آوران كه رياست عربهاى كعوب را بر عهدهء داشتند و نيز محمد بن مسكين از بنى القوس و او را به نبرد با افريقيه برانگيختند و از او در انجام اين مهم يارى خواستند . سلطان ابو تاشفين لشكرى به فرماندهى موسى بن على به سوى ايشان روانه ساخت . نيز ابراهيم بن ابى بكر الشهيد از بزرگان حفصيه نيز همراه آنان بود . مولانا سلطان ابو يحيى ابو بكر لشكر از تونس بيرون آورد . بيم آن داشت كه قسنطينه در خطر افتد . از اين رو پيشدستى كرده خود را به قسنطينه رسانيد . موسى بن على سپاه خود در قسنطينه بداشت و ابراهيم بن ابى بكر الشهيد در ميان احياء سليم به سوى تونس پيش راند و چنان كه در اخبارشان آورديم آنجا را تصرف نمود . قسنطينه در برابر موسى بن على مقاومت كرد . عاقبت پس از پانزده شب كه آنجا را در محاصرهء خود داشت به تلمسان باز گرديد . سلطان در سال 726 با لشكرى رهسپار غزاى قسنطينه شد . همهء همش آن بود كه حومه را در درنوردد و ثغور را در محاصره آرد . پس همهء نواحى قسنطينه را ويران ساخت . آنگاه به محاصره بجايه رفت . چون عزم بازگشت نمود ، دريافت كه دژ بكر به سبب دوريش براى بسيج نيرو مناسب نيست . اراده كرد كه دژى بنا كند كه به بجايه نزديكتر باشد . از اين رو در مكان سوق الخميس در وادى بجايه شهرى بنا كرد و كارگران و سپاهيان دست به كار شدند و در مدت چهل روز دژى بنا كردند و آن را به نام قديمش تامزيزدكت ناميدند . تامزيزدكت نام دژ قديمى بنى عبد الواد بود پيش از آنكه به پادشاهى رسند . اين دژ بر سر كوهى در جنوب وجده بنا شده بود . سلطان ابو تاشفين سه هزار سپاهى در آنجا گرد آورده بود . نيز به همهء عمال خود ، در بلاد مغرب اوسط فرمان داد كه براى او حبوب و غلات و انواع خورشها هر چه باشد حتى نمك بفرستند و از قبايل گروگان گيرند تا سر به فرمان نهند و باج و خراج خويش به تمامى بپردازند . فشار لشكر سلطان بر بجايه افزون شد و چون محاصره سخت‌تر گرديد گرانى در شهر پديد آمد . مولانا سلطان ابو يحيى سپاهيان و سرداران خويش را در سال 727 به جنگ روانه داشت . اينان از سر كوه بنى عبد الجبار به بجايه راندند سردار سپاه ، ابو عبد اللّه بن سيد الناس ، نيز با اين سپاه بيرون آمد و رهسپار آن دژ گرديد . چون موسى بن على خبر فرا رسيدن لشكر شنيد از پشت سر لشكر در حركت آورد و سرداران ديگر را از روبرو به جنگ فرستاد دو سپاه در ناحيهء تامزيزدكت مصاف دادند . ابن سيد الناس شكست خورد و ظافر كبير سر كردهء موالى درگاه سلطان كه از معلوجان بود نيز بمرد و لشكرگاهشان به تاراج رفت . چون سلطان بر سردار سپاه خود موسى بن على خشم گرفت و او را به خوارى افكند - چنان كه در اخبار او خواهيم آورد - يحيى بن موسى السنوسى را با سپاهى به افريقيه فرستاد . سرداران نيز با او بودند . اينان برفتند و در نواحى قسنطينه قتل و تاراج كردند و تا
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 120 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى