در زمينهء بيان گناهانى كه تصريح به اجتناب از آن در قبول شهادات شده است رسيده مطلق نيست ، بلكه اجتناب از كبائرى گفته شده كه خدا آتش را بر آن واجب نموده است ، اين بحسب واقع ، و اما بحسب ظاهر ما اخبار زيادى داريم كه به اكتفاء به حسن ظاهر امر مىكند و همين كه طرف متجاهر به فسق نبوده و ملتزم جماعت باشد و بين مردم به ستر و عفاف شناخته شده باشد اين در شهادات و ولايات غير از ولايت فتوى كافى است .
و اما نماز جماعت ، در اخبارى كه در زمينهء امامت جماعت رسيده اجتناب از كبائر براى امام جماعت شرط نشده و حتى عدالت نيز ، بلكه از اقتداء به مرتكب بعضى از كبائر نهى شده است ، مثل اينكه گفته شده پشت سر شارب الخمر و يا خورندهء گوشت خوك نماز مگزار ، و قول اقوى جواز نماز به امامت مجهول الحال از شيعه است بنابر اين تعيين و مشخص ساختن گناه كبيره از نظر عملى اهميت چندانى ندارد بلكه ميتوان گفت حكمت الهى و فضل او اقتضاء نموده كه گناهان كبيره مخفى و پوشيده بماند به دو جهت ، يكى اينكه انسان از جهت احتياط از همهء گناهانيكه احتمال كبيره بودنش را ميدهد اجتناب كند و جهت ديگر اينكه اگر كسى هم مرتكب گناهى شد كه در حقيقت از جملهء كبائر است ، ولى چون عالم به اين حقيقت نبوده ، عقابش سبكتر باشد و همين مقدار سخن در تحقيق گناه كبيره كافى است .
ولى آنچه از نظر ما مهم و با بحث ما مناسبتر است اينست كه اگر مرتكب گناه صغيره آن را كوچك بشمارد و ارتكاب آن را امرى ساده تصور كند هر اندازه كه آن گناه را كوچك شمرد همانقدر آن گناه
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 71
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٧١