با آنچه كه بر زبان مىآورد مخالف باشد جدا بپرهيزد ، و در مقام مناجات و گفتگوى با خدا ، دروغ نگويد مثلا اگر اين مناجات مولا على ابن - الحسين عليه السّلام را قرائت مىكند كه : بارالها اين اشك جاريم را كه از ترس تو روان گشته ، و اين دلهرهام را كه از ترس تو است ، و اين لرزهء اعضاء و جوارحم را كه از هيبت تو است ميبينى ، تمام اينها بخاطر حياء و شرمساريم از اعمال ناپسندم هست ، و بدين خاطر است كه صدايم گرفته و از اينكه در محضرت بلند سخن بگويم عاجز هستم .
اين سخنان را بگويد در حالى كه نه اشكى از چشم او جارى است ، و نه ترسى در دل دارد ، و نه از هيبت حق تعالى بيمناك است و نه لرزه اى بر اندام او افتاده و نه حياء و شرمسارى بر او عارض گشته ، و نه صدايش گرفته است .
آيا اين جز دروغ محض چيز ديگرى است آن هم در محضر خداوند ، آيا چنين بنده اى نمىترسد كه خداوند در پاسخ او گويد اى دروغگو آيا از اين دروغ صريح و ادعاى باطل حيا نميكنى ؟ آيا مى - پندارى كه من ظاهر حال تو را نمىبينم و آنچه كه در دل دارى بر من پنهان است ؟ يا اينكه مخالفت با من و دروغ در محضر مرا جايز مىدانى ؟ چگونه است كه از مردمان از اينكه در حضور آنها دروغ بگوئى و مخالف رضايت آنها سخنى بر زبان آورى حيا ميكنى ، و از دروغ در محضر من آن هم در مقام مناجات و گفتگوى با من شرم ندارى ، آيا مرا بمسخره گرفته اى ، و از قهر و غضب من نمىترسى ؟ چگونه خواهى بود آنگاه كه قهر و غضب من كه آسمانها و زمين را تاب تحمل آن نيست متوجه تو شود .
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 473
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٤٧٣