غير از او صرف نخواهد كرد و در پى كسب رضاى او برخواهد آمد كه قل اللَّه ثم ذرهم بگو خدا سپس هر چه غير از او است واگذارد ، و ديگر عمر را در طلب چيزى غير از او بهدر نخواهد داد و در پى مشتهيات نفسانى ، و امور معاش نخواهد بود ، اما هواهاى نفسانى ، اشتغال به آنها بخاطر تيرگى و كدورتى كه در آنها هست و عدم بقاء آنها و تضادى كه با لذات روحانى واقعى دارد خسارتى جبران ناپذير است ، و اما دومى كه امور معاش باشد به علت اينكه غرق شدن در گرداب امور دنيائى ، و تمام هم و غم خود را در اين راه به كار گرفتن ، سبب هلاكت دل ، و تفرق حواس شده ، و اين امور با ياد خدا در تضاد هست ، و فكر در اين امور خارى در چشم عبوديت و بندگى ، و نقيض توكل است ، و فايده اى هم براى آن نيست زيرا آنچه كه مقدر شده به انسان ميرسد ، و هم و غم انسان در اين راه ، چيزى جز خسران ببار نمىآورد . و اگر انسان اين معنا را دريافت و بمعرفت شخصيهء حقيقيه بدان معرفت پيدا نمود بگونه اى كه جزء وجدانيات او شد همانگونه كه اهل دنيا نسبت به لذات دنيا هستند ، قلب و روح و سر خود را مستغرق در محبت خدا خواهد يافت ، و اين محبت به ساير اعضاء و جوارحش سرايت خواهد نمود ، و هر چه را كه غير خدا است از آنچه بر آن قدم مىنهد برايش حقيرتر و بىارزشتر خواهد بود ، بلكه گاه مىشود كه آن چنان در درياى محبت حق تعالى غرق مىشود كه دلش از هر چه غير او است غافل ، و به ما سواى او التفاتى ندارد ، و عقلش از تدبير امور او باز مىماند و حالت شيدائى و عشق بر او عارض مىشود چنان كه در بعضى حالات مولا امير المؤمنين عليه السّلام رسيده است و در حديث معراج بدان اشاره شده كه خداوند مىفرمايد :
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 471
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٤٧١