تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
دارند ، مشتاق هستند و چگونه مىتوان پذيرفت كه كسى به بعضى از اين فضايل ، براى نماز شب معتقد باشد و مشتاق رسيدن وقت آن نباشد ، آيا همين انسان نيست كه در تقرب به سلاطين دنيائى ، و حكام اين جهان و خلوت با آنها از مال و اهل خود مىگذرد و چه بسا كه روح و زندگى خود را در اين راه فدا كند . و خداى متعال مىفرمايد : و المؤمنون اشد حبا للَّه . 2 : 165 و مؤمنين محبتشان به خدا از هر دوستى و محبتى بيشتر و شديدتر است . و به كسى كه به بهانهء غلبهء خواب ، و بيدار نشدن براى انجام اين نماز خود را در ترك آن معذور مىدارد توجهى ننما چرا كه اين عذر از چند وجه مردود است ، از جمله اين فرمايش مولا على عليه السّلام در جواب كسى كه گفت من ديشب بخواب ماندم و توفيق تهجد و شب زنده دارى نصيبم نشد فرمود تو مردى هستى كه گناهانت قيد و بند تو شده است ، و ديگر اينكه خواب ماندن از مثل امرى به اين بزرگى غالبا غير ممكن است ، آيا طالبان اين دنيا را نمىبينى كه اگر يكى از آنها را سلطان وقت بخلوت فرا خواند گر چه وقت ملاقات با او را دل شب قرار دهد ، او به خواب نخواهد ماند بلكه آن شب را از ترس اينكه مبادا بخواب بماند كلا بيدار و پيوسته بفكر مجلس سلطان و صحبتش با او خواهد بود . و تو اگر باحوال خويش تأمل كنى به يقين خواهى ديد كه اگر احتمال دهى كه كسى نيمه شب مبلغ قابل توجهى پول برايت خواهد آورد از شوق دست يا بى به آن مال ، و ترس اينكه مبادا بواسطهء خواب از دستت برود ، قدرت بر خوابيدن نخواهى داشت . از همهء اينها گذشته اگر واقعا از اين خوف دارى كه بخواب بمانى مىتوانى نزد كسى كه تو را