تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
وحى نمود كه براى من بندگانى هستند كه مرا دوست مىدارند و من هم آنها را دوست دارم ، آنان مشتاق من ، و من هم مشتاق آنها هستم ، و آنان مرا در ياد دارند و منهم به ياد آنان هستم ، و به من نظر دارند ، و منهم به آنها نظر دارم ، پس اگر تو قدم جاى قدم آنها نهى تو را هم دوست خواهم داشت و اگر از راه آنها منحرف شوى عقوبتت خواهم نمود ، او گفت بار الها نشانه‌هاى آنها چيست ، خطاب رسيد آنان روزها همچون چوپان مهربانى كه مواظب گوسفندان خود هست به سايه مىنگرند و منتظر آمدن شب هستند ، و همانگونه كه پرندگان هنگام غروب با شور و شوق عازم آشيانهء خود مىگردند . اينان هم با همين حال به استقبال غروب خورشيد مىروند ، پس آنگاه كه شب فرا رسيد ، و تاريكى همه جا را فرا گرفت ، و فرشها پهن و همه گرد هم جمع شدند و هر دوستى با دوست خود خلوت نمود اينان در برابر من بپاى مىايستند و صورتهاى خود را بر خاك مىنهند ، و با تلاوت آيات قرآن به مناجات و گفتگوى با من بر مىخيزند ، و نعمتهاى مرا سپاس مىگويند پس آنان را مىبينى كه گاه گريه مىكنند ، و گاه شيون سر مىدهند ، گاه آه مىكشند ، و گاه از معاصى و گناهان شكوه مىكنند ، گاه ايستاده و گاه نشسته ، و گاهى در حال ركوع ، و گاه در سجده هستند ، و آنچه را كه آنان بخاطر من تحمل آن مىكنند ، همه را مىبينم ، و شكوه هائى كه از محبت من بر لب دارند مىشنوم ، اول چيزى كه به آنها عطا كنم سه چيز است يكى اينكه نور خودم را در دلهاى آنها بيفكنم در نتيجه همانگونه كه من از آنها آگاهم ، آنها نيز از من با خبر خواهند بود ، دوم اينكه اگر آسمانها و زمينها و آنچه را كه در اين ميان هست در ميزان آنها ببينم باز آن را كم خواهم