تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
حضرت فرمود : بخاطر بسيارى سجدهء او بر زمين . و در صحيح روايت شده كه بنده هر گاه نماز بگذارد سپس به سجده رود و سجدهء شكر بجاى آورد ، خداوند متعال حجابى كه بين او و ملائكه است بر مىگيرد و مىگويد اى ملائكهء من به اين بنده بنگريد كه فريضهء من را بجاى آورد و عهد مرا تمام نمود ، و سپس بخاطر نعمتهائيكه به او ارزانى داشته‌ام سجدهء شكر بجاى آورد ، اى ملائكهء من بگوئيد چه چيز براى او است ، ملائكه مىگويند بار الها رحمت تو ، خطاب ميرسد ديگر چه چيز ، مىگويند بهشت تو ، خطاب ميرسد ديگر چه ، ملائكه مىگويند كفايت مهمات او ، خطاب ميرسد ديگر چه ، حضرت فرمود : ديگر از خير چيزى باقى نمانده مگر اينكه ملائكه آن را گفته‌اند و لذا در جواب مىگويند بار الها ما ديگر چيزى نمىدانيم ، خطاب ميرسد هم چنان كه او مرا سپاس گفت و شكر نمود منهم سپاسگزار او خواهم بود و رو سوى او خواهم كرد ، و خود را به او نشان خواهم داد . مىگويم آنكه را دلى باشد همين روايت او را كفايت مىكند . و از اصحاب ائمهء معصومين عليهم السّلام از طول سجود آنها مطالبى بس شگفت نقل نموده‌اند كه بايد گفت گواراى آنها و پيروانشان باد . از جمله از كشى روايت شده كه گفته است در كتاب ابى عبد اللَّه شاذانى كه به خط خودش بود ديدم كه نوشته بود از ابا محمد فضل ابن شاذان شنيدم كه مىگفت وقتى به عراق رفته بودم يكى را ديدم كه دوستش را مورد عتاب قرار داده و به او مىگويد : تو مرد عيالمندى هستى و محتاج بكسب و كارى و مىترسم كه اين سجده‌هاى طولانى تو سبب شود كه بينائيت را از دست دهى ، چون