محجوب سازم ، و سرور و شادمانى مناجاتم را به تو نچشانم ، پس قلبت را در هنگام نماز در بوتهء آزمايش در آور اگر كه حلاوت ياد خدا را در آن يافتى و سرور و شادمانى در نفس خود مشاهده نمودى و قلبت از مناجات با او شادمان و از گفتگوى با او متلذذ بود بدان كه ذات اقدس حق در تكبيرت تورا تصديق نموده است ، و الا اگر چنين نبود و سلب لذتى كه براى مناجات با خدا هست و حرمان و حلاوتى كه براى عبادت مىباشد در خود ديدى ، اين امر دليل تكذيب تكبير تو از ناحيهء ذات اقدس حق ، و طرد و دور ساختن تو از باب او است .
مىگويم همين اندازه براى توجه به لزوم تحقق حقيقت تكبير كافى است و اگر خواستى حقيقت تكبير را دريابى به عرف و رفتار خودت در جامعه بنگر و ببين كه خودت از تكبير و بزرگ داشت خود از ناحيهء فرزندان و خدمتگزاران خود چه چيز را ميزان قرار مىدهى و از آنها چه ميخواهى ، و بدان كه هر بزرگى هر چند كه بتواند خود را از هر چيز و هر كسى بزرگتر بپندارد باز در مقابل كبرياء و بزرگى ذات ذو الجلال حقير و كوچك است پس به حكم عقل واجب است كه تكبيرت براى پروردگارت به قدر قدرت و استطاعتت باشد و تمام سعى و كوشش خود را در اين راه به كار گيرى و بعد بقصور و كوتاهى خود در اين زمينه معترف باشى ، چرا كه حق تكبير او خارج از قدرت تو است .
و بهتر اينست كه انسان قصد و نيتش از تكبير ، اين باشد كه ذات اقدس حق بزرگتر از اين است كه به وصف در آيد .
اين راجع به تكبير ، اما دعاء اول : به حكم صدق و راستى لازم مىآيد كه بنده وقتى كه در نماز به زبان مىگويد : اللهم أنت الملك الحق .
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 321
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٣٢١