تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
و آنچه كه مايهء اختلاف شده و باعث گشته كه بعضى از سوء خاتمهء كار در هراس باشند و بعضى ديگر از گذشته بيمناك همين لفظ سوء خاتمهء كار انسان است كه در لغت بيك معنا و در اصطلاح به معناى ديگر است . و معناى اصطلاحى اين لفظ در مواردى به كار گرفته مىشود كه كسى در ظاهر و در انظار مردم از حسن حال و نام نيكى برخوردار باشد و در هنگام مرگ شقاوت و پليديش آشكار شود ، ولى اصطلاح نميتواند مسئله اى باشد و فرق بين معناى لغوى سوء خاتمه ، با معناى اصطلاحى آن عموم و خصوص است زيرا معناى لغوى اين لفظ بر هر كسى كه پرونده اش ببدى بسته شد و عاقبت كارش به شقاوت ختم گردد اطلاق مىشود در حالى كه معناى اصطلاحى اين لفظ تنها شامل حال كسانى از اين افراد مىشود كه قبل از مرگ در نزد عامهء مردم ، مردمان نيك و افراد صالحى به حساب ميآمدند و هنگام مرگ باطنشان آشكار شد ، و خبث و شقاوتشان بر ملا گشت و پرونده شان ببدى ختم گرديد . و خلاصهء كلام آنكه آنچه سبب مىشود كه عاقبت كار انسان بكفر و انكار حق بكشد دو امر است : يكى اينكه انسان در ذات خدا و صفات و افعال او عقيده اى بر خلاف حق داشته باشد و هنگام مرگ كه پرده‌ها اندكى بكنار ميرود و بعضى از حقايق آشكار مىشود او آنها را بر خلاف اعتقادات خود بيابد اين سبب شك او در ساير معارف ايمانيش مىشود و پرونده اش با شك پايان مىيابد . و گفته شده كه زهد و صلاح هم آدمى را از اين خطر نمىرهاند ، ولى به گمان من زهد و صلاح اگر واقعى باشد او را از اين خطر نجات خواهد داد حال يا سبب نجات او مىشود و يا خود آن في نفسه