كه اقتضاى بخشش بهشت و حور و قصور و ساير آثار خير را از ناحيهء پروردگار به تو را داشته باشد همچنين عقاب عبارت از اينست كه خدا از عمل تو آتشى بيافريند كه تو بدان معذب باشى .
و تمام آنچه كه ما بيان داشتيم موافق با قواعد عدل بوده و با آنچه از سنت الهى در اين عالم و بعضى از عوالم نزديك بعالم حس جريان دارد و با آنچه كه از شرايع ساير عوالم بما رسيده مطابقت دارد و شايد به حكم شرع و عقل و بلكه از طريق كشف و شهود اين مسئله ايرادى نداشته باشد ، و خلاصهء كلام آنكه سوء خاتمهء كار انسان جز اثر همان اعمال گذشته او چيز ديگرى نيست و اعمال انسان هم همان مقتضاى صفات ذاتى انسان است كه در اعضاء و جوارح به صورت اعمال جلوه گر مىشود تا حجت بالغهء الهى در هنگام داورى كامل شود ، و صفات جز به حكم آنچه كه ذات اقدس حق بحكمت و عدل و بخشش خويش بر ذوات ارزانى داشته ، و هنگامى كه هر ذاتى به زبان حال استعدادش از او چيزى در خواست نموده به او بخشيده است چيز ديگرى نيست و معناى سخن محققين كه ميگويند ما از آن روز گذشته در هراس هستيم همين معنا است ، بعبارت ديگر اينان ميگويند ما از آن روزى كه ذات اقدس حق ما را ايجاد نموده و زبان حال ما از خدا اين صفاتى را كه منشأ اعمال زشت گرديده طلب نمود و ميل بعالم طبيعت كرد و به زمين دل بست بطوريكه ما را از لقاء پروردگارمان محجوب و از قرب و كرامت او دور ساخت و ما با قيد و بندهاى اين صفات زشت خود را در اين زندان عالم طبيعت ، و در اين ظلمتكده به بند كشيديم در هراس هستيم و از آنچه در آن روز خود براى خويشتن خواستيم بيمناكيم .
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 235
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٢٣٥