اين خوف و ترس مؤمنين و انبياء و اولياء است پس بنگر كه حالت چگونه است و از كدامين ديوان اسمت خارج مىشود آيا نامت در دفتر مؤمنين و مقربين ثبت شده است ، چرا كه خوف و رجاء است كه بهشت و دوزخ را بزرگ مىدارد ، و بر حذر باش از اينكه حالت چون حال ملحدين باشد كه وجود جهنم و عدمش برايت يكسان باشد و مبادا كه به ظواهر عقايد حقه از ايمان به خدا و روز آخرت بدون اينكه از اين ايمان خوف و رجاء برايت حاصل شود مغرور گردى زيرا آن موجودى كه اثرى نداشته باشد همچون معدوم خواهد بود پس نفست را اگر ادعاى خوف نمود در بوتهء آزمايش در آور چرا كه براى خوف آثارى است اما اثر خوف در بدن به زردى چهره و گريهء بسيار و در جوارح به خوددارى از معاصى و مقيد بودن به طاعات و تلافى آنچه در گذشته از انسان فوت شده و آمادگى جهت بندگى خدا در آينده ، و در قلب به - خشوع و استكانت و دورى از كبر و غرور و كينه و حسد است و خلاصه كلام آنكه دل را به آنچه ميبايست از آن هراسان بود و خطر آن مشغول داشتن و اهتمام بنجات از گرفتاريهاى آن ، بگونه اى كه محلى براى ساير هموم باقى نماند و يا لا اقل هم آخرت را در رديف ساير هموم قرار دادن ، زيرا خوف - حال هر خوف و ترسى كه باشد - آنگاه كه بر دل غلبه نمود و قلب را فرا گرفت هر شهوت و ميلى را مىسوزاند و جائى براى غير باقى نميگذارد تا به آن مشغول شود و هر چيزى غير آن را فراموش مىكند و هم و غم و مشغله اى جز مراقبت از آنچه از آن هراس دارد و مجاهده و كوشش در تحصيل نجات از آن براى او نخواهد بود ، و لحظهها و نفسها را غنيمت خواهد شمرد تا چه رسد به روزها و
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 222
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٢٢٢