تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
نه غل و زنجيرى بر گردن آنها نهاده شده ملائكه ميگويند بما چنين دستور داده شده او خطاب به آنها ميگويد : اى گروه اشقيا شما كيستيد ، و در روايتى ديگر آمده است كه چون ملائكه آنها را با اين كيفيت به طرف دوزخ بكشند فرياد ميزنند وا - محمداه چون مالك را ببينند از هيبت او نام محمد را فراموش كنند ، پس به آنها ميگويد شما كيستيد ميگويند ما از كسانى هستيم كه قرآن بر آنها نازل شد و ماه رمضان را روزه مىداشتند ، مالك ميگويد قرآن جز بر محمد نازل نشده است چون اسم محمد را مىشنوند فرياد ميزنند كه ما از امت محمد هستيم مالك ميگويد آيا در قرآن آنچه شما را از معصيت خدا باز بدارد نبود ، چون آنها را بر لبهء جهنم آورند و چشمشان بر آتش افتد ميگويند اى مالك آيا اجازه مىدهى كه ما بر خويشتن بگرييم پس آن قدر ميگريند كه خون از ديدگانشان جارى مىشود ، مالك ميگويد چه نيكو بود اين گريه‌ها اگر در دنيا و از ترس خدا مىبود ، و اگر چنين بود امروز طعمهء آتش نمىشديد پس خطاب به نگهبانان دوزخ ميگويد آنها را در آتش افكنيد همگى فرياد ميزنند لا إله الا اللَّه آتش از آنها باز ميگردد مالك به آتش ميگويد آنها را فرا گير ، ميگويد چگونه ممكن است در حالى كه آنها اين كلمهء طيبه را بر زبان ميرانند مالك ميگويد ولى پروردگار تو چنين امر نموده است پس آتش آنها را فرا گيرد بعضى را آتش تا مچ پا فرا گيرد و بعضى را تا زانو و بعضى را تا سينه و بعضى را تا حلق و هر گاه كه آتش بچهره‌هاى آنها مىزند مالك ميگويد صورت - هاى آنها را مسوزان كه چه بسيار اين چهره‌ها براى خدا در دنيا سجده نموده‌اند و دلهاى آنها را هم مسوزان چون بسيار در ماه رمضان تشنگى