هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما اسْلَفَتْ وَرُدُّوا الَى اللَّه مَوْلاهُمُ الْحَقَّ . 10 : 30 ترجمه : اينجا است كه هر كس هر آنچه را كه پيش فرستاده است بيازمايد ، و همه بسوى خدا كه سرپرست و مولايشان است به حق باز - گردانيده شوند . و با قدم خوف و رجاء در پيشگاه او بايست : انتهى .
مىگويم ، پس از ايمان ، خوف و رجاء اصل هر خيرى است و مؤمن ميبايست كه پيوسته به اين دو صفت متصف باشد زيرا مراد هر كسى در اين دنيا دستيابى بسعادت است ، و كدامين سعادت نزد مؤمن ، مثل لقاء پروردگار و انس با او است ، و اين جز به تحصيل محبت او حاصل نشود ، و تحصيل محبت او جز پس از معرفت نصيب انسان نگردد و معرفت جز بدوام فكر بدست نيايد و دوام فكر غالبا جز با ذكر و ياد خدا حاصل نمىشود ، و ذكر و فكر جز بدور ساختن خويش از مشاغل دنيائى و قطع الفت و دوستى شهوات و خواستههاى نفسانى فراهم نشود ، و اين جز با كندن محبت دنيا و خواستههاى دنيائى از دل بدست نمىآيد ، و بركندن ريشههاى محبت دنيا و شهوات آن ، جز بصبر در مقابل آنها حاصل نميشود و صبر هم جز با خوف و رجاء تحقق نمىپذيرد .
اما حقيقت خوف عبارت است از تألم و درد كشيدن قلب و احتراق و سوختن آن بخاطر انتظار امر ناخوشايندى كه در آينده واقع مىشود ، حال اين مكروه يا حصول شقاوتى است و يا فقدان و از دست دادن سعادتى ، و منافاتى بين خوف و رجاء نيست ، بلكه بين اين دو تلازم است ، و آنچه كه با يكديگر منافات دارد ، قنوط و نا اميدى با رجاء و اميدوارى ، و امن با خوف است .
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 199
مساهمون: رضا رجب زاده
ص١٩٩