بينديشد صبر و استقامت آن حضرت را در تحمل اين مصيبتها خارق العاده مىيابد و لذا ملائكهء آسمانها از صبر و پايدارى آن امام تعجب كردند ، زيرا بدن هر چه هم كه قوى باشد نمىتواند آنچه را كه بر بدن آن بزرگوار رسيد تحمل كند ، و دل را ياراى آنچه بر قلب آن عزيز رسيد نيست ، و بدن و قلب از بعضى از آنچه بر آن حضرت گذشت ميميرد و با مرگ از تحمل سختيها راحت مىشود ، ولى آن بزرگوار زنده بود و شدائدى را كه هر كدامش باعث مرگ انسان است تحمل نمود ، بگونه اى كه مىتوان گفت آن بزرگوار هفتاد مرتبه و بلكه بيشتر كشته شد . از اين رو روز عاشورا را نمىتوان با غير آن مقايسه نمود و لذا بر دوستان و مواليان آن بزرگوار است كه در اين ايام حالش بگونه اى باشد كه با ايامى كه مصيبتى به خود آنها ميرسد شبيه باشد ، و در اين راه بخانوادهء آن بزرگوار اقتدا كند و خود را شبيه آنها گرداند ، آيا نشنيده اى كه بنى هاشم تا پنج سال پس از شهادت آن امام چه كردند ؟ ( 1 ) آيا مصيبت رباب ( 2 ) همسر آن حضرت را در عزاى آن بزرگوار
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 154
مساهمون: رضا رجب زاده
ص١٥٤
هامش
( 1 ) محدث قمى در نفس المهموم از امام صادق ( ع ) روايت نموده كه آن حضرت فرمود : هيچ زنى از بنى هاشم چشمش را سرمه نكرد ، و خضاب ننمود ، و در خانه اى از خانههاى آنها دودى بلند نشد ، تا اينكه عبيد اللَّه لعنة اللَّه كشته شد .
( 2 ) - رباب ، دختر إمرؤ القيس ، و مادر سكينه است ، در ميان خاندان امام به اسارت به شام رفت و سپس بمدينه بازگشت ، اشراف قريش از او خواستگارى نمودند ولى او گفت : من پس از رسول خدا ( ص ) پدرشوهرى نمىخواهم .
و يك سال پس از واقعهء عاشورا زنده بود و در اين مدت مدام زير آسمان بود و سقفى بر او سايه نيفكند تا اينكه بيمار شد و از دنيا رفت ، و در مجلس ابن زياد براى اين بانو داستانى است كه دل را آتش مىزند .