بزرگوار رسيده كه عقل را توان درك آن نيست . بعنوان مثال در حديث قدسى در بيان واقعهء عاشورا آمده است كه : كوچك آنها را عطش از پاى در مىآورد و از شدت عطش ميميرد و بزرگ آنها از شدت عطش پوست بدنش جمع مىشود حال فكر نما كه چگونه عطشى بوده كه پوست بدن از شدت آن جمع شده است ، و يا اين سخن كه مىگويد : عطش بين او و آسمان هم چون دود حايل گشته بود و يا سخن آن بزرگوار در روز عاشورا كه مىفرمود :
اسقونى شربة من الماء و قد تفتّت كبدى من الظَّماء .
جرعهء آبى به من بياشاميد كه جگرم از سوز عطش ريز ريز گشته است .
و چگونه مىشود كه جگر از شدت تشنگى ريز ريز شود مگر اينكه از شدت عطش پخته شود و رطوبتى در آن باقى نماند بگونه اى كه از شدت خشكى ريز ريز شود ، و باز بسيارى بودهاند كه اهل و فرزندانشان كشته شدهاند ولى چه كسى را خانواده اى مثل اهل اولاد ابى عبد اللَّه عليه السّلام بوده است و كجا كسى را فرزندى چون فرزند آن بزرگوار بوده كه شبيه ترين افراد از حيث خلق و خلق و گفتار برسولخدا صلَّى اللَّه عليه و آله باشد ، چرا كه اين مرتبه اى بزرگ و درجه اى نزديك بدرجهء امامت و يا مقارن و مساوى با او است ، همچنين بسيار بودهاند كسانى كه اهل و عيال آنها اسير گشته ولى كجا اسيرانى مثل امام زين العابدين عليه السّلام و زينب و سكينه و ام كلثوم بودهاند و كجا رفتارى كه با اينها شده با ديگران شده است ، و باز بسيارند كسانى كه سرشان بر نيزه رفته ولى آنچه با سر فرزند رسولخدا شد بر سر چه كسى رفته است ، و خلاصه آنكه اگر انسان در اين واقعه
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 153
مساهمون: رضا رجب زاده
ص١٥٣