داراى انواع و مفاهيم گوناگونى مىباشد . « 31 » اگر ما بخواهيم نفى و يا تقرير و يا معانى ديگر را
هامش
31 - معانى استفهام :
الف - استفهام حقيقى كه انسان از رهگذر آن ، خواهان فهم و كشف مطلبى مىباشد .
ب - استفهام غير حقيقى « مجازى » كه داراى مفاهيم گوناگونى به شرح زير است :
تسويه : كه منظور از آن اعلام تساوى نسبت به هر دو طرف قضيه است ، مانند :
« سَواءٌ عَلَيْهِمْ أأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ » ( بقره : 6 ) :
بر آنها مساوى است چه آيا آنها را بيم دهى و يا بيمناكشان نسازى ايمان نياورند ؟
انكار ابطالى : كه از رهگذر چنين استفهام و سؤال ، متعلق استفهام مورد ابطال و مشمول انكار قرار مىگيرد ، مانند :
« أيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيه مَيْتاً » ( حجرات : 12 ) :
آيا هيچيك از شما دوست مىدارد گوشت اندام برادر مردهء خود را بخورد و آن را در كامش فرو بلعد ؟ ! انكار توبيخى : مفهوم چنين استفهامى آن است كه متعلق استفهام مورد عمل قرار گرفته و مخاطب آن بدينوسيله مورد عتاب و سرزنش مىباشد ، مانند :
« أتَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ » ( صافات : 95 ) :
آيا [ بتهائى ] كه آنها را با دست خويش تراش داده ، و به مدد حجارى و يا نجارى پديدشان آوردهايد مىپرستيد ؟ ! تقرير : و آن عبارت از واداشتن مخاطب به اقرار و اعتراف در رابطه با موضوعى است كه ثبوت و يا نفى آن از نظر گوينده ، مسلم و معلوم است ، مانند :
« أأَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ » ( انبياء : 62 ) :
اى ابراهيم آيا تو نسبت به معبودان ما اين گونه رفتار كردى و آنها را درهم شكسته و فرو ريختى ؟
در صورتى كه ما راجع به اين آيه بگوئيم كه بت پرستان مىدانستند كه حضرت ابراهيم ( عليه السلام ) بتهاى آنها را درهم شكسته است ، استفهام مزبور به عنوان تقرير تلقى خواهد شد ، يعنى آنها مىخواستند از آنحضرت اقرار گيرند .
تهكّم و استهزاء : مانند :
« أصَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا » ( هود : 87 ) :
اى شعيب ، آيا نماز و راز و نيازت به درگاه خدا ترا بر آن داشت كه ما راه و رسم پدران و نياكان خود را رها كنيم ؟ ! امر و فرمان : مانند :
« وَقُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَالأُمِّيِّينَ أأَسْلَمْتُمْ » ( آل عمران : 20 ) :
اى پيامبر ، به اهل كتاب ، يعنى يهود و نصارى ، و نيز به مشركين فاقد دانش و فرهنگ بگو آيا اسلام آوردهايد ، اسلام بياوريد .
تعجب : مانند :
« ألَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ » ( فرقان : 45 ) :
آيا به پروردگارت ننگريستى كه سايه را چگونه كشانده و گسترده است ؟ ! استبطاء و كُند بر شمردن : مانند :
« ألَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّه » ( حديد : 16 ) :
[ چرا كندى و تعويق را روا مىدارند ] آيا براى كسانى كه برخوردار از ايمان هستند وقت و فرصت نرمى و انعطاف قلوبشان در برابر ياد خدا نرسيده است ؟
( رك : مغنى اللَّبيب 1 / 17 ، 18 ) .