تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
داراى انواع و مفاهيم گوناگونى مىباشد . « 31 » اگر ما بخواهيم نفى و يا تقرير و يا معانى ديگر را
هامش
31 - معانى استفهام : الف - استفهام حقيقى كه انسان از رهگذر آن ، خواهان فهم و كشف مطلبى مىباشد . ب - استفهام غير حقيقى « مجازى » كه داراى مفاهيم گوناگونى به شرح زير است : تسويه : كه منظور از آن اعلام تساوى نسبت به هر دو طرف قضيه است ، مانند : « سَواءٌ عَلَيْهِمْ أأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ » ( بقره : 6 ) : بر آنها مساوى است چه آيا آنها را بيم دهى و يا بيمناكشان نسازى ايمان نياورند ؟ انكار ابطالى : كه از رهگذر چنين استفهام و سؤال ، متعلق استفهام مورد ابطال و مشمول انكار قرار مىگيرد ، مانند : « أيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيه مَيْتاً » ( حجرات : 12 ) : آيا هيچيك از شما دوست مىدارد گوشت اندام برادر مردهء خود را بخورد و آن را در كامش فرو بلعد ؟ ! انكار توبيخى : مفهوم چنين استفهامى آن است كه متعلق استفهام مورد عمل قرار گرفته و مخاطب آن بدينوسيله مورد عتاب و سرزنش مىباشد ، مانند : « أتَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ » ( صافات : 95 ) : آيا [ بتهائى ] كه آنها را با دست خويش تراش داده ، و به مدد حجارى و يا نجارى پديدشان آورده‌ايد مىپرستيد ؟ ! تقرير : و آن عبارت از واداشتن مخاطب به اقرار و اعتراف در رابطه با موضوعى است كه ثبوت و يا نفى آن از نظر گوينده ، مسلم و معلوم است ، مانند : « أأَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ » ( انبياء : 62 ) : اى ابراهيم آيا تو نسبت به معبودان ما اين گونه رفتار كردى و آنها را درهم شكسته و فرو ريختى ؟ در صورتى كه ما راجع به اين آيه بگوئيم كه بت پرستان مىدانستند كه حضرت ابراهيم ( عليه السلام ) بتهاى آنها را درهم شكسته است ، استفهام مزبور به عنوان تقرير تلقى خواهد شد ، يعنى آنها مىخواستند از آنحضرت اقرار گيرند . تهكّم و استهزاء : مانند : « أصَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا » ( هود : 87 ) : اى شعيب ، آيا نماز و راز و نيازت به درگاه خدا ترا بر آن داشت كه ما راه و رسم پدران و نياكان خود را رها كنيم ؟ ! امر و فرمان : مانند : « وَقُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَالأُمِّيِّينَ أأَسْلَمْتُمْ » ( آل عمران : 20 ) : اى پيامبر ، به اهل كتاب ، يعنى يهود و نصارى ، و نيز به مشركين فاقد دانش و فرهنگ بگو آيا اسلام آورده‌ايد ، اسلام بياوريد . تعجب : مانند : « ألَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ » ( فرقان : 45 ) : آيا به پروردگارت ننگريستى كه سايه را چگونه كشانده و گسترده است ؟ ! استبطاء و كُند بر شمردن : مانند : « ألَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّه » ( حديد : 16 ) : [ چرا كندى و تعويق را روا مىدارند ] آيا براى كسانى كه برخوردار از ايمان هستند وقت و فرصت نرمى و انعطاف قلوبشان در برابر ياد خدا نرسيده است ؟ ( رك : مغنى اللَّبيب 1 / 17 ، 18 ) .
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 72 | السيد محمد باقر حجتي