فراموشى شدى خداوندگار و خدائى را كه مالك و مدبر تو است ياد كن و بگو اميدوارم همو مرا به راهى كه با هدايت قرب فزونترى دارد رهنمون گردد .
البته قسمت اوّل آيهء مذكور را به چند وجه تفسير كردهاند :
1 ) « إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه » داراى معنى مصدرى است كه بايد آن را به « الَّا بمشية اللَّه » تفسير كرد ، و در نتيجه معناى آن چنين خواهد بود : مگو من كارى را انجام مىدهم جز به مشيت خدا .
2 ) خداوند متعال پيامبرش را نهى مىكند از اينكه بگويد : « من اين كار را فردا و يا در آينده انجام مىدهم » مگر آنگاه كه انجام آن را به مشيت و خواست خداوند مقيد سازد ، و بايد بگويد : « اين كار را بعدا - ان شاء اللَّه - انجام خواهم داد .
3 ) نهى در اين آيه متوجه اين سخن است كه كسى بگويد : « من اين كار را بعدا انجام خواهم داد » چنين سخنى ممنوع است ، چرا كه ممكن است قبل از انجام آن كار موانعى پديد آيد كه از وقوع و تحقق آن جلوگيرى كند ، و سخن گوينده به كذب و عدم انطباق با واقع منجر گردد . و اگر قيد و استثنائى در سخن خود به كار برد و بگويد : « مگر آنكه خداوند متعال خواهان خلاف آن باشد » . در چنين صورتى اگر نتواند آن كار را انجام دهد وى را به دروغ گفتن متهم نمىسازند ، چون آن كار را به مشيت خداوند مقيد ساخت ، ولى خدا نخواست آن كار انجام گيرد .
بارى آيات مربوط به گزارش احوال اصحاب كهف و ذى القرنين عبارت از پاسخ به سؤالاتى است كه مردم با پيامبر اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) در ميان گذاشتند ، و اين مطلب نيز در ارتباط با مسائلى نبود كه همزمان با وحى اتفاق افتاده باشد ، بلكه مربوط به واقعه هائى بود كه در زمانهاى پيشين روى داده بود . . . « 26 »
2 - مطالب روز « سؤال از روح » :
گاهى موجب و سبب نزول آيات عبارت از پاسخ به مسئله و پرسش از مطالب روز بوده است . به عنوان مثال :
مردم از رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) در بارهء روح سؤال كردند و پاسخ آن طى آيهء زير - پس از چند روز تأخير - به مردم ابلاغ گرديد :
« يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا »
هامش
26 - مجمع البيان 6 / 461 . مناهل العرفان 1 / 101 .