تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
معنى لغوى « اسباب » اسباب ، جمع « سبب » مىباشد ، و خود سبب از لحاظ لغت داراى معانى زير است : رسن يا ريسمان و هر چه بدان به ديگرى پيوسته شود ، پيوند ، خويشاوندى ، حيات ، ناحيه و راه ، باعث و موجب ، دستاويز ، افزار و آلت و وسيله ، و امثال آنها . « 1 » كلمهء « سبب و اسباب » در قرآن كريم بر طبق پاره‌اى از مفاهيم ياد شده به كار رفته است : الف - به مفهوم رسن و ريسمان ، و هر چيزى كه مىتوان به وسيلهء آن به چيزى دست يافت ، در آيهء : « مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَه اللَّه فِي الدُّنْيا وَالآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُه ما يَغِيظُ » ( حج : 15 ) : اگر كسى چنين مىپندارد كه خداوند متعال ، پيامبرش را در دنيا و آخرت هرگز يارى نخواهد كرد پس ريسمانى به سوى آسمان بكشد و آن را به سقف آسمان ببندد ، آنگاه آنقدر آن را بكشد تا از هم گسسته گردد و خفه شود و بميرد . پس او بايد بينديشد كه آيا حيله و چارهء او مىتواند غيظش را فرو نشاند [ يعنى اگر او از كينه خفه گردد و بميرد ، خدا هم پيامبرش را يارى خواهد داد ] . ب - وسيله و ابزار و يا طريق و راه : « وَآتَيْناه مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً » ( كهف : 83 ) : ما به ذى القرنين هر وسيله‌اى را كه بتواند از رهگذر آن به مراد خويش برسد اعطاء كرديم ( و يا در بارهء هر چيزى ، راه و ناحيه‌اى را به او نشان داديم ) .
هامش
1 - مرحوم طبرسى مىنويسد : سبب عبارت از هر چيزى است كه مىتوان به وسيلهء آن به هدف رسيد . و از اين جهت است كه به ريسمان ، و راه ، و در ، « سبب » مىگويند . ( مجمع البيان 7 / 73 ) .