رأى و نظريهء درست در رابطه با آيات افك و آيهء قذف
رأى و نظريهاى كه در رابطه با اشكالات مربوط به هر دو نوع از روايات افك ، در خور بيان و بايسته به نظر مىرسد اين است كه بايد بگوئيم : آيات افك قبل از نزول آيهء حد قذف ، نازل شده است . و آن حكمى كه همزمان با نزول آيات افك از مطاوى همين آيات قابل استفاده بوده صرفا عبارت از برائت فردى بود كه در صورت عدم اقامهء شهود مورد تهمت واقع مىشد ، و نيز قذف و تهمتزدن - با نداشتن شهود - از رهگذر آيات افك تحريم گرديد .
اگر حدّ و كيفر تهمت وارد كننده - قبل از رويداد قضيهء افك - تشريع شده بود هيچگونه مجوزى براى تأخير اجراى حد - آن هم در مدتى نسبة طولانى - و نيز هيچ علتى براى انتظار وحى براى نزول حكم حد قذف وجود نداشت ، و همچنين هيچ تهمت زنندهاى همزمان با رويداد افك از گزند حد قذف مصون نمىماند و حد در بارهء او اجراء مىگرديد .
علاوه بر اين اگر حد قذف همزمان با نزول آيات افك تشريع شده بود ، طى آيات افك بدان اشاره مىشد ، و يا لااقل آيات افك مىبايد با آيهء قذف داراى پيوند و اتصال مىبود و در تنگاتنگ يكديگر قرار مىگرفت . اما كسى كه با اسلوبهاى سخن آشنائى دارد ترديدى به خود راه نمىدهد كه آيات : « إِنَّ الَّذِينَ جاؤُ بِالإِفْكِ . . . » از ما قبل خود گسسته و جدا مىباشد .
ديگر آنكه اگر تهمت وارد كنندهء بر ازواج نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) سزاى دو حد مىبود بايد به اين حكم در خلال آيات افك - كه خشونت و لعن و تهديد به عذاب براى تهمت زنندگان در آن مطرح است - اشاره مىشد .
در صورتى كه فرض كنيم كه آيهء قذف همزمان با نزول آيات افك نازل شده ، اين اشكال فزونى مىيابد ، زيرا لازمهء آن اين است كه دو حدّ قذف در مورد عبد اللَّه بن ابى اجراء شده ، لكن حكمى كه بازگو كنندهء اجراى يك حدّ است نازل گرديده باشد .
مطلبى كه در پايان اين بحث قابل ذكر است اين است كه در كتاب « الاحتجاج » از امام حسن مجتبى ( عليه السلام ) - ضمن گفتگوئى كه با معاويه و ياران او جريان داشت و به على ( عليه السلام ) ناسزا مىگفتند - روايت شده است كه فرمود : سوگند به خدا « الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثاتِ . . . » عبارت از تو معاويه و يارانت مىباشند .
و « الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ . . . » عبارت از على بن أبي طالب و ياران و
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 138
مساهمون: السيد محمد باقر حجتي
ص١٣٨