« بِالإِفْكِ . . . » آمده است :
اهل سنت روايت كردهاند كه اين آيات در بارهء عايشه و تهمتى كه در رابطه با غزوهء « بنى المصطلق » بر او وارد آمد نازل شده است . اما شيعه روايت كردهاند كه اين آيات در شأن ماريهء قبطيه و تهمتى كه عايشه بر او وارد ساخت نازل گرديده است .
و ما قبلا جريان مربوط به تهمت وارد ساختن عايشه بر ماريهء قبطيه را يادآور شديم .
اما بايد در مورد رواياتى كه طى آنها نزول آيات در مورد ماريهء قبطيه مطرح است يادآور شويم كه اين روايات نيز محل تأمل است چرا كه :
اولا : قضيهاى كه در ضمن اين روايات بازگو شده است با آيات مربوط به افك ، و به ويژه با آيات زير ، انطباق و هماهنگى و تناسبى ندارد .
« إِنَّ الَّذِينَ جاؤُ بِالإِفْكِ . . . »
« لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوه ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً . . . »
« إِذْ تَلَقَّوْنَه بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْواهِكُمْ ما لَيْسَ لَكُمْ بِه عِلْمٌ . . . »
كه فرآوردهء فشرده اين آيات چنين است : گروه و جماعتى كه وابستهء به يكديگر بودند به اين شايعه سازى دامن زدند تا رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) را رسوا و بىآبرو نمايند ، و زبان به زبان اين تهمت را از يكديگر نقل مىكردند تا اين تهمت ميان آنان شايع گشت ، و مدّتى روى اين شايعه سازى پافشارى مىكردند ، و حرمت نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) و كرامت و آبروى او را رعايت نمىنمودند .
آيا مضمون اين روايات - كه فقط عايشه را به عنوان تهمت زننده معرفى مىكند كه هيچ شايعه را به دنبال نداشت و در ميان مردم دست به دست نشده بود - با مطلبى از آيات مربوط به افك تناسب و هماهنگى دارد ؟
مگر آنكه بگوئيم اين روايات در شرح داستان مربوط به تهمت وارد ساختن عايشه بر ماريهء قبطيه ناقص و نارسا است .
ثانيا : قاعد اگر اين قضيه و تهمت روى داده بود و برائت ماريه ثابت شده بود بايد حد قذف بر عايشه اجراء مىشد ، در حالى كه مىدانيم بر عايشه حدّى وارد نشد .
براى اينكه از چنين اشكال و تنگنا رهائى يابيم بايد بگوئيم : آيهء قذف - با فاصلهء زمانى نسبة طولانى - پس از جريان و قضيهء افك نازل گرديد .
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 137
مساهمون: السيد محمد باقر حجتي
ص١٣٧