تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
اين امر سبب شد كه عربها در عصيان و فساد خود بر ضد دولت بيفزايند . احمد بن ابى الليل شيخ كعوب ، عثمان بن ابى دبوس را از نواحى طرابلس فراخواند و او را به فرمانروايى نشاند و به سوى پايتخت كشاند و بر در شهر براى نبرد فرود آمد . وزير ابو عبد اللّه بن برزيكن براى دفاع سپاه بيرون آورد و سپاه خصم را منهزم نمود . آنگاه براى استحكام امور اطراف و فرو نشاندن شورش عربها لشكر به اطراف گسيل داشت . احمد بن ابى الليل كه به فرمان در آمده بود با سليمان بن جامع از رجال هواره نزد او آمدند . عثمان بن ابى دبوس از مكان خود بيامد و آن دو را بگرفت و به حضرت فرستاد . آن دو همچنان در بند بماندند تا سال 708 كه احمد بن ابى الليل در زندان بمرد . پس از به زندان افتادن او ، محمد بن ابى الليل ، به همراهى حمزه و مولاهم فرزندان برادرش عمر زمام امر كعوب به دست گرفت . سپس وزير بار ديگر در سال 707 لشكر بيرون آورد و مولاهم بن عمر را به نزد خود خواند و او را بگرفت و به حضرت فرستاد در آنجا بر او بند بر نهادند و نزد عمش احمد حبس كردند . برادرش حمزه راه نفاق پيمود و قومش از او پيروى نمودند و دست به قتل و تاراج گشودند و به رعايا زيان رسانيدند و از هر جا فرياد مردم به شكايت برخاست و در بازار ها بانگ و خروش كردند سپس به دروازهء قصبه حمله‌ور شدند و قصد شورش داشتند . دروازه را به روى آنان بستند و سنگ روان كردند . مردم همهء بلاهايى را كه بر سرشان آمده بود از سوء سياست حاجب ابن دباغ مىدانستند و قتل او را خواستار شدند . كار مردم به سلطان حواله شد و از او طلب كردند كه همهء شاكيان را بكشد . سلطان چنين نكرد و فرمود با آنان به ملاطفت سخن گويند چندى بعد از جوش و خروش افتادند . سپس سران اين شورش را عقاب كردند و ريشه آشوب بركندند . اين واقعه در ماه رمضان سال 708 بود و عربها همچنان در اوج قدرت بودند تا سلطان به هلاكت رسيد . و ما از باقى اين حوادث سخن خواهيم گفت .

خبر از شورش مردم الجزاير و خودكامگى ابن علان در آنجا

پيش از اين از شورش مردم الجزاير در ايام المستنصر و دخول سپاهيان موحدين به شهر و در بند كشيدن مشايخشان در تونس سخن گفتيم . و گفتيم كه ايشان بعد از هلاكت المستنصر و به حكومت رسيدن ابو زكريا الاوسط بر ممالك ثغور غربى از بجايه و قسنطينه ، از زندان آزاد شدند . والى الجزاير ابن اكمازير يكى از مشايخ موحدين بود . او به اتفاق ديگر مشايخ الجزاير سر به فرمان نهادند و نزد او آمدند . ابو زكريا فرمان حكومت الجزاير به ابن اكمازير [ 1 ] داد و او در همان مقام ببود تا آنگاه كه بنى مرين آشكار شدند و لشكر به بجايه راندند . ابن اكمازير در اين ايام سالخورده شده و مرگش در رسيده بود . ابن علان از مشايخ الجزاير
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخه‌هاى موجود : اكمار .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 364 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى