تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
اكتفا نمود و به تونس باز گرديد . آنگاه به ابو هلال عياد عامل بجايه كه از مشايخ موحدين بود ، پيام داد كه در حق ايشان نيكى كند تا بدون آنكه تعهدى كرده باشد به نزد او آيند . سلطان احلاف و هم پيمانان خود را از كعوب و بنى سليم و دباب و افاريق بنى هلال گرد آورد و در سال 666 با سپاه موحدين و ديگر طبقات لشكر از تونس بيرون آمد . بنى عساكر بن سلطان ، برادران بنى مسعود بن سلطان - از دواوده - به نزد او آمدند . المستنصر مهدى بن سلطان را بر قوم او و خاندانهاى ديگر رياح امارت داد . بنى مسعود بن سلطان راه صحرا در پيش گرفتند و بگريختند و سلطان از پى آنان بود تا به نقاوس رسيدند و در ارتفاعات زاب لشكرگاه ساختند . رسولانشان را پى در پى نزد ابو هلال فرستادند تا مگر واسطه شود كه سپاه سلطان باز گردد . او نيز اشارت كرد كه هيئتى نزد سلطان فرستند آنان بپذيرفتند . اميرشان شبل بن موسى بن محمد بن مسعود و برادرش يحيى و پسر عموهايشان فرزندان زيد بن مسعود سباع بن يحيى بن دريد و پسرش و طلحة بن محمود بن دريد و حداد بن مولا هم بن خنفر بن مسعود و برادرش بيامدند . در حال آنان را و دريد بن تازير از شيوخ كرفه را بگرفت و اموالشان را برد و پيكرهايشان را در زرايه آنجا كه با ابو القاسم بن ابى زيد بيعت كرده بودند بياويخت و سرهايشان را به بسكره فرستاد تا در آنجا نصب كردند . آنگاه شتابان به احياء ايشان تاخت و حله‌هايشان را در ارتفاعات زاب غارت كرد . ساكنان آن حله‌ها سوار شده بگريختند و جان خود و فرزندانشان را نجات دادند . سپاه سلطان در پى ايشان بود تا از رود راشدى در جنوب زاب گذشتند . آغاز اين رود كوه راشدى است در جنوب مغرب اوسط و به سوى مشرق مىرود ، از زاب مىگذرد و به شوره‌زار نفزاوه از بلاد جريد فرو مىرود . چون از آن وادى گذشتند و به بيابان تشنه و سوزان و سنگلاخ در آمدند ، نام آن بيابان حماده بود ، سپاهى كه در تعقيبشان بود بازگرديد و سلطان پيروزمند از غزاى خويش بازگشت شعرا در تهنيت اين پيروزى قصايد پرداختند بقاياى دواوده به نزد ملوك زناته رفتند . بنى يحيى بن دريد بر يغمراسن بن زيان فرود آمدند و بنى محمد بن مسعود بر يعقوب بن عبد الحق . آنان پناهشان دادند و مهربانيها نمودند و صلات و اموال دادند و اسب و اشتر بخشيدند . آنان به مواطن خويش باز گرديدند و بر وار كلا و قصور ريغه غلبه يافتند و آنها را از تصرف سلطان به در كردند . سپس به زاب رفتند . عامل زاب ابن عتوكه در مقره بود براى دفع ايشان سپاه گرد آورد و با آنان در حدود اراضى زاب مصاف داد . منهزمش ساختند و از پى او رفتند تا در قطاوه بر او دست يافتند و كشتندش ، پس بر زاب و كوه اوراس و بلاد حفصه مستولى شدند . دولتهايى كه از آن پس بر سر كار آمدند آن ولايات به اقطاع ايشان دادند و ملك ايشان گرديد .