خشنودى خداى عز و جل را در هر كار كه قصد آن مىكند در نظر داشته باشد و در هر كار كه مىكند از حمايت مسلمانان و جنگ و جهاد ، به حول و قوهء بارى تعالى توكل كند . » سپس گفت كه « چون كارى اضطرابانگيز پيش آمد يا خبرى سهمناك شنيدى ، از جادهء عقل پاى بيرون منه و از خشم دورى گزين و به عواقب اقدام خويش بينديش . نه چون جاهلان به تهور كار كن و نه چون تن آسايان از اقدام بازايست . و بدان كه چون مشكلى پيش آمد كه راه رهايى از آن بر خود بسته ديدى ، كليد گشودن آن شكيبايى و دور انديشى است و مشورت با عقلاى سپاه و رؤساى ايشان و كار آزمودگان خردمند ايشان . آنگاه اقدام به هر عملى و در هر كار توكل بر خداوند را از نظر دور مدار . به بزرگان و خردان سپاه خويش بر حسب قدر و مرتبت ايشان نيكى كن . هرگز با خردان چنان رفتار مكن كه با بزرگان زيرا خردان بر تو دلير شوند و بر خود مغرور و بزرگان با تو دل بد كنند . آنگاه احسان تو در حق ايشان به مفسدت بدل گردد بلكه همواره بزرگانشان را پدر و خردانشان را به جاى فرزند گير و با ايشان فروتنى كن و رحمت آور و در كارها مشاورت نماى و چون عزم كارى كردى بر خداى توكل كن كه خداى توكل كنندگان را دوست دارد . خود را خرد بشمار و حقير . كارهاى خويش كوچك به شمار آور و سخن چاپلوسان كه تو را به غلط مىاندازند و مىگويند كه تو از همهء مردم به قدر برترى و از همه بخشندهترى و از همه نيكسيرت ترى و از همه شكيباترى در گوش مگير كه اين سخنان همه فريب و بهتان و باطل است » .
« و بدان كه هر كه براى خدا تواضع كند خدا قدر او بر افرازد . بر تو باد بلنجست
[ ؟ ] احوال رعيت خود و نگريستن در كارهاشان و پرسش از سيرت داورانشان مباد از مصالح آنان غفلت ورزى و حتى يك تن از ايشان را فرو گذارى . چون ترا براى رفع مشكل و دفع اندوهى فرا خواندند ، آن مهم از پيش پايشان بردار . از خرد و كلان هر كس را كه از حق عدول كرد كيفر ده . در رفع مشكلات رعيت و متظلمان به يك تن بسنده مكن بلكه مردانى راستگوى و معتمد و مطمئن برگزين كه در هر كار بيشتر از هر چيز خدا را در نظر داشته باشند و در رفع نيازهائى كه بندگان او به تو دارند ، زود اقدام كنند . زيرا اگر در اين گونه امور به يك تن بسنده كنى بسا كه هواى نفس او به انحراف از حق وادارش سازد و غيرت و حميت او را از حق دور دارد و سخن راست واگذارد . چون كسى از تو دادخواهى كند و تو در راه بودى او را به پيش خود فراخوان و از او سخن پرس تا قصهء خويش بشرح باز گويد . و با او مشفقانهء سخن گوى و به دو گوش فرا دار كه اين گوش فرا داشتن و مهربانى كردن او را بزرگترين دلگرمى است و سياست و رياست در نفوس خاص و عام را بزرگترين پايه و اساس . و بدان كه خون و مال مسلمانان بر هر كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد حرام است مگر به موجبى كه در كتاب خدا و سنت آمده است و اقاويل و ادلهء شرعى آن را تأييد كرده باشد . يا مفسدى باشد كه راه
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 320
مساهمون: ابن خلدون
ص٣٢٠