تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥

خبر از امارت امير ابو زكريا يحيى بنيانگذار دولت آل ابو حفص در افريقيه و بر فرازندهء پرچم ايشان در فرمانروايى و اين آغاز دولت آنهاست

چون العادل در سال 624 در مراكش كشته شد و با ابو العلاء ادريس المأمون در اندلس بيعت شد ، مأمون به نزد ابو محمد عبد اللّه كس فرستاد تا از او بيعت بستاند . نيز هر كه از موحدين در آنجاست بيعت كنند . المأمون حكومت خود را بر خلاف قانون آغاز كرد يعنى چند روز پيش از مرگ برادرش العادل دعوى خلافت كرد . ابو محمد نپذيرفت و رسولان او را باز گردانيد . المأمون به برادر او ابو زكريا يحيى هم كه فرمانرواى قابس بود چنين نامه‌اى نوشت و منشور امارت افريقيه را به او داد . ابو زكريا براى او بيعت گرفت . در اين باره ابن مكى بزرگ مشايخ قابس او را راهنمون بود . اين خبر به ابو محمد عبد اللّه رسيد و از تونس به سوى آنان روان گرديد . چون به قيروان رسيد ، موحدين حركت او را براى جنگ با برادرش نكوهش كردند و از گرد او پراكنده شدند و عزلش كردند و پيكى نزد برادرش ابو زكريا يحيى فرستادند و چون برسيدند با او بيعت كردند و او را به لشكرگاه خود بردند . ابو محمد عبد اللّه خود را خلع كرد . سپس امير ابو زكريا به تونس داخل شد و در ماه رجب سال 625 به شهر در آمد و ابو محمد را در قصر ابن فاخر جاى داد و كاتب او ابو عمرو را بگرفت . ابو عمرو را ابو محمد به دبيرى خويش برگزيده بود ولى بر انديشهء او غلبه يافت و او را بر ضد برادرش تحريك كرد . امير ابو زكريا او را به انواع عذابها معذب نمود تا به هلاكت رسيد . سپس برادر خود ابو محمد را از راه دريا به مغرب فرستاد و خود به استقلال زمام حكومت به دست گرفت و ميمون بن موسى هنتاتى را به وزارت خويش برگزيد و كارهايش استقامت گرفت .

خبر از استقلال امير ابو زكريا يحيى در فرمانروايى

چون ابو زكريا شنيد كه المأمون موحدين را در مراكش كشته است و مخصوصا از هنتاته و تينملل بسيارى را به قتل رسانيده ، حتى برادران خود ابو محمد عبد اللّه المخلوع و ابراهيم را كشته است ، و در باب عصمت ، عقيدهء مهدى را انكار كرده و ديگر عقايد او را چون اذان گفتن به زبان بربرى و گفتن كلماتى خارج از اذان در اذان صبح مردود دانسته و شكل درهم را از مربع به مدور تغيير داده و ديگر سنتهاى مهدى را بر افكنده و رسوم دعوت را ديگرگون ساخته و اصول دولت را مبدل نموده و نام امام را از خطبه و سكه بر انداخته و به آشكار او را لعنت كرده است ، آهنگ خلاف نمود . رسيدن اين اخبار با آمدن رسولان المأمون و خبر از ولايت او موافق افتاد . ابو زكريا رسولان را باز گردانيد و در سال 626 او را خلع كرد و به نام يحيى پسر برادر او محمد الناصر كه در جبال هساكره مىزيست دعوت نمود . ولى پس از چندى