تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
خود را از اعراب بنى سليم و بنى هلال گرد آورد . در ميان اتباع او يكى هم محمد بن مسعود البلط از دواوده بود . اينان به آشوب و فتنه‌گرى آغاز كردند . شيخ ابو محمد در سال 604 با سپاه موحدين عازم پيكار او شد . بنى عوف از سليم به نبرد او آمدند . اينان قبايل مرداس و علاق بودند . نبرد در شبرو آغاز شد و سراسر روز ادامه داشت و هر دو طرف نيك پايدارى كردند . در پايان روز سپاه ابن غانيه پراكنده شد . موحدين و عرب از پى او رفتند و اموالشان را به تاراج بردند . شيخ ابو محمد پيروزمند با غنايم بسيار به تونس باز گرديد . فتحنامه به محمد الناصر نوشت و خواست كه به وعدهء خويش وفا كند و كار اين نواحى به ديگرى واگذارد . محمد الناصر او را سپاس گفت و عذر آورد كه اكنون در مغرب سخت گرفتار است و تعويض او ميسر نيست و به زودى در اين امر خواهد نگريست . آنگاه اموال و جامه‌هايى فرستاد كه انفاق كند يا عطا دهد . مبلغ اين اموال دويست هزار دينار و هزار و هشتصد و دو جامه و سيصد شمشير و صد اسب و اين غير از آن چيزى بود كه از سبته و بجايه براى او فرستاده بود . و وعده داد كه بر آن خواهد افزود . تاريخ اين نامه‌ها سال 605 بود و ابو محمد همچنان به كار خود مشغول بود و ميان او و يحيى بن غانيه الميورقى حوادثى پديد آمد كه به ذكر آن خواهيم پرداخت .

واقعهء تاهرت و اقدام شيخ ابو محمد بن ابى حفص در تلافى و باز پس گرفتن غنايم

چون يحيى بن غانيه از واقعهء شبرو برهيد ، آهنگ آن كرد كه به بلاد زناته در نواحى تلمسان رود . اين امر مقارن با وصول السيد ابو عمران بن موسى بن يوسف بن عبد المؤمن بود كه از مراكش به امارت آن ديار گماشته شده بود و اينك براى نگريستن در امور و جمع آورى خراج به بلاد زناته رفته بود . شيخ ابو محمد به ابو عمران نامه نوشت و او را از ابن غانيه بر حذر داشت و گفت كه متعرض او نشود ولى ابو عمران به سخن او گوش نداد و به تاهرت راند . ابن غانيه نيز با سپاه خود به تاهرت آمد . سپاهيان ابو عمران موسى پراكنده شدند و زناته به دژهاى خود گريختند و ابو عمران نيز كشته شد و تاهرت ويران و تاراج شد و از آن پس روى آبادى نديد . ابن غانيه با غنايم و اسيران بسيار كه به دست آورده بود رهسپار افريقيه شد . شيخ ابو محمد راه بر آنان بگرفت و بسيارى از ملثمين را كشت و اسيران را آزاد كرد و غنايمى را كه به دست آورده بودند از ايشان بستد . بقاياى لشكر به طرابلس بازگشتند و كارشان به كجا كشيد ؟ سخنى است كه بدان خواهيم پرداخت .

واقعهء نفوسه و هلاكت عربها و ملثمين در آنجا

ابن غانيه پس از واقعهء شبرو و فتح تاهرت به دست شيخ ابو محمد ، خويشتن از دست او برهانيد و به حوالى طرابلس رفت . بقاياى ملثمين و اتباع عرب او به او پيوستند . همچنين دواوده از رياح
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 300 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى