تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
العادل از درياى زقاق شود و ابن جامع را به هنگامى كه به هسكوره مىرفت در نهان گفته بود كه قصد العادل كند ولى كارش به پايان نيامد و در جايى نهان در سال 621 كشته شد . موحدين با العادل اعلام بيعت كردند . و اللّه اعلم .

خبر از دولت العادل ابو محمد عبد اللّه بن المنصور

چون خبر بيعت موحدين با المخلوع به العادل رسيد و نامهء ابن زكريا بن الشهيد را كه در آن قضاياى خلافت المخلوع آمده بود بخواند ، با البياسى دل بد كرد و او نيز سر به شورش برداشت و در بياسه مردم را به خلافت خود دعوت كرد و الظافر لقب گرفت و به كار پرداخت . العادل برادر خود ابو العلى را به جنگ او فرستاد ولى البياسى مقاومت ورزيد . پس از او ابو سعيد بن شيخ ابو حفص را فرستاد ، از او نيز كارى بر نيامد ، اوضاع اندلس بر العادل بر آشفت و حملات مسيحيان بر اشبيليه و مرسيه افزون شد و العادل در مرسيه بود لشكر موحدين در طلياطه درهم شكست . خواصش او را به ابن يوجان ترغيب كردند پس رهسپار سبته شد . بياسى را در اندلس كار بالا گرفت . مسيحيان نيز او را يارى دادند العادل خود از آب گذشت و برادر خود ابو العلى را امارت اندلس داد . به هنگامى كه در قصر المجاز بود عبو بن ابى محمد بن الشيخ ابن حفص بر او داخل شد . پرسيد حال تو چون است ؟ و او اين بيت برخواند :
حال متى علم ابن منصور بها * جاء الزمان اليه منها تائبا
العادل اين سخن بپسنديد و او را امارت افريقيه داد و نوشت كه السيد ابو زيد عمش بيايد و به سلا رفت و در آنجا اقامت گزيد و شيوخ جشم را فراخواند . ابن يوجان را به هلال بن حميدان بن مقدم امير خلط توجه و خصوصيتى بود . ابن جرمون امير سفيان در آمدن درنگ كرد خلط و سفيان به زد و خورد پرداختند و العادل به مراكش شتافت . به شهر داخل شد و ابو زيد بن ابى محمد بن الشيخ ابى حفص را وزارت خويش داد . و با ابن يوجان دل بد كرد . ابن الشهيد و يوسف بن على شيخ هنتاته و تينملل بر امور دولت او غلبه يافتند . سپس ميان هسكوره و خلط خلاف افتاد و در نواحى مراكش دست به آشوب زدند . ابن يوجان به جنگ ايشان بيرون رفت ولى پيروزى حاصل نكرد . آنان بلاد دكاله را ويران كردند . آنگاه العادل سپاهى از موحدين به سردارى ابراهيم بن اسماعيل بن شيخ ابو حفص به نبرد ايشان فرستاد . او همان كسى است كه در افريقيه با خاندان شيخ ابو محمد به نزاع برخاست و - چنان كه گفتيم - منهزم شد و به قتل رسيد . ابن الشهيد و يوسف بن على براى گرد آوردن سپاهى و دفع هسكوره به ميان قبايل خود رفتند ولى هر دو به خلع العادل و بيعت با يحيى بن الناصر متفق شدند و آهنگ مراكش كردند و به قصر او داخل شدند و تاراجش نمودند . العادل را در روز عيد فطر سال 624 خفه كردند .