عربها گردش را گرفتند و گروگانها دادند كه در يارى و دفاع يك دل باشند . به طرة از دژهاى نفزاوه رسيد و آنجا را تاراج كرد . سپس بر مطماطه فرود آمد . الناصر به تونس راند و از آنجا به قفصه و سپس به قابس . ابن غانيه به جبل دمر پناه برد و الناصر او را رها كرده به مهديه بازگشت و شهر را در محاصره گرفت و آلات حصار نصب نمود .
الناصر در سال 602 شيخ ابو محمد عبد الواحد بن ابى حفص را به قتال ابن غانيه فرستاد با چهار هزار از موحدين . در كوه تاجرا از نواحى قابس با او روبرو شد . در اين نبرد بر سپاه ابن غانيه شكست افتاد و برادرش جبارة بن اسحاق كشته شد و السيد ابو زيد از زندانش آزاد گرديد . سپس محمد الناصر مهديه را گشود . على بن الفازى به نزد او رفت . الناصر بپذيرفت و مكانت و مرتبت او بر افراشت و او را هدايا و تحف داد . آن هديه را هم در آن هنگام ناصح غلام او از سبته فرستاده بود . در آن ، دو جامهء مرصع به جواهر بود . الناصر همهء آن هدايا را تسليم او كرد و همچنان با او بود تا در جهاد شهادت يافت .
الناصر يكى را از موحدين به نام محمد بن يغمور بر مهديه امارت داد و به تونس باز گرديد . سپس نگريست تا از ميان ياران چه كسى را امارت افريقيه دهد كه بتواند راه متجاوزان بر آن را ببندد و از آن دفاع كند بخصوص در برابر ابن غانيه و ياران او . اختيارش بر شيخ ابو محمد بن ابى حفص افتاد . در سال 603 - چنان كه در اخبارش آورديم . او را منشور امارت داد . الناصر به مغرب باز گرديد و ابن غانيه براى نبرد با موحدين به سوى تونس نهضت نمود . اعراب را از دواوده و غير ايشان گرد آورد . امير دواوده محمد بن مسعود بن سلطان بود دو سپاه در شبرو از نواحى تبسه روياروى شدند . سپاه ابن غانيه منهزم گرديد و او به سوى طرابلس رفت .
سپس با جماعات خود از عرب و ملثمين رهسپار مغرب شد و به سجلماسه رسيد . سپاه او در راه اموال فراوان تاراج كردند و در همه جا خونريزى و فساد به راه انداختند . ابن غانيه رهسپار مغرب اوسط شد و مفسدان زناته نيز در ركاب او بودند . فرمانرواى تلمسان السيد ابو عمران موسى بن يوسف بن عبد المؤمن به نبرد او آمد . در تاهرت نبرد در گرفت . ابن غانيه او را شكست داد و فرزندش را نيز اسير كرد و به افريقيه باز گرديد . شيخ ابو محمد صاحب افريقيه با جماعات موحدين راه بر او گرفتند و غنايمى را كه همراه داشتند بستدند . ابن غانيه به جبال طرابلس پيوست و برادرش سير بن اسحاق به مراكش مهاجرت كرد . الناصر او را بپذيرفت و اكرامش كرد . سپس طوايف عرب از رياح و عوف و نفاث و هر كه از قبايل بربر كه با آنها بود به گرد ابن غانيه جمع شدند و آهنگ افريقيه نمودند . شيخ ابو محمد در سال 606 به دفاع برخاست و در جبل نفوسه با آنان مصاف داد و لشكرشان را از هم بپراكند و هر چه غنايم همراه داشتند از اسب و سلاح بستد . در اين روز محمد بن الغازى و جوار بن ويغر بن المغراوى كشته
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 204
مساهمون: ابن خلدون
ص٢٠٤