و قيصرها بسرايد . اين كجا و رسالت محمّد صلّى اللّه عليه و إله كه انقلابى است عليه ستمگرى و تباهى ، كجا ؟
ثالثا ، شاعران فراوان مىگويند و اندك عمل مىكنند و در پى هوسهاى نفسانى و غرضهاى شخصىاند و به دنبال آن حركت مىكنند ، امّا محمّد صلّى اللّه عليه و إله از روى هواى نفسانى سخن نمىگويد و جز از آنچه از سوى پروردگارش به او وحى شده ، پيروى نمىكند . بنابراين ، چگونه مىگويند : او شاعر است ؟ « به او شعر نياموختهايم و شعر درخور او نيست . آنچه به او آموختهايم ، جز اندرز و قرآنى روشنگر نيست » . « 1 »
پرسش : آيا نكوهش شاعران به وسيلهء قرآن ، نشاندهنده اين نيست كه اسلام مخالف شعر و هنر است ؟
پاسخ : هرگز چنين نيست ؛ چه ، قرآن ذات شعر و شاعران را نكوهش نكرده است ، بلكه شعرى را نكوهش كرده كه دروغ و ياوه باشد و نيز شاعرانى را نكوهش كرده كه از حق روى برمىتابند و به راه انحرافى مىروند ؛ امّا شاعرانى كه اهداف مستضعفان را بيان مىكنند ، در كنار ستمديدگان مىايستند ، از عدالت و آزادى انسان پشتيبانى مىكنند و عليه ستمگران ، سركردگان و ناآگاهى و عقبافتادگى مىشورند ، اينان در پيشاپيش جهادگران در راه خدا قرار دارند . به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله گفتند : ديدگاه شما دربارهء شعر چيست ؟ حضرت فرمود : « مؤمن با شمشير و زبانش جهاد مىكند . سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، گويى آنان [ دشمنان خدا ] را با تير هدف قرار مىدهند » .
و همين نوع شعرى كه همچون تير در دلهاى ستمگران باشد ، مقصود پيامبر بزرگ صلّى اللّه عليه و إله در اين سخن اوست : « برخى از شعرها حكمت است » . خداوند مىگويد :
« انسان را آفريد و به او سخن گفتن آموخت » . « 2 » ترديدى نيست كه شعر از عالىترين
هامش
( 1 ) . يس ( 36 ) آيهء 69 .
( 2 ) . رحمن ( 55 ) آيههاى 3 - 4 .