اعراب
جملهء
« يُلْقُونَ السَّمْعَ »
صفت براى
« كُلِّ أَفَّاكٍ »
است .
« أَيَّ مُنْقَلَبٍ » .
« أىّ » صفت است براى مفعول مطلق محذوف ؛ يعنى انقلابا أى انقلاب .
تفسير
قرآن با طرفداران باطل مىجنگد ، ليكن پيش از هرچيزى ، با منطق خرد سالم با آنان به جنگ برمىخيزد و با بهترين روش با آنها جدال مىكند و از طريق حكمت و اندرز نيكو آنها را به ايمان به حق فرامىخواند . همچنين ، با هر شيوهاى حق را برايشان روشن مىكند و در كمال ملايمت و مدارا از آنان مىخواهد كه اگر [ براى اثبات ادّعاى خود ] حجت و دليلى دارند ، آن را بياورند : « چرا براى اثبات خدايى آنها دليل روشنى نمىآورند ؟ » . « 1 » هرگاه آنان به دليل ضعيفى چنگ بزنند ، قرآن اين دليل را باطل مىكند و ضعف آن را آشكار مىسازد . مشركان و صاحبان منافع كلان دربارهء پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله و قرآن چيزهايى مىگفتند از جمله اينكه آنان مىپنداشتند ، قرآن از سوى شيطان القا شده و نيز مىپنداشتند ، محمّد صلّى اللّه عليه و إله شاعر است . خدا اين پندار آنها را به صورت زير رد كرده است :
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّياطِينُ * تَنَزَّلُ عَلى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ .
اين سخن خداوند ، ردّى است بر اين گفتهء مشركان : قرآن از سوى شياطين القا شده است .
دليل ردّ آن است كه شياطين سخنان ياوه را به فرد دروغگو و خلافكارى همچون خود آنان الهام مىكند : « شياطين انس و جن براى فريب يكديگر ، سخنان آراسته القا مىكنند » . « 2 » شياطين بر امانتداران و راستگويان همچون پيامبران و صالحان راهى
هامش
( 1 ) . كهف ( 18 ) آيهء 15 .
( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 112 .