تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 854

مساهمون:

ص٨٥٤
ندارند . به‌علاوه ، قرآن حق و نيكى است و القاى شيطان بدى و دروغ مىباشد . بنابراين ، چگونه قرآن مىتواند القاى آنان باشد ؟
يُلْقُونَ السَّمْعَ وَ أَكْثَرُهُمْ كاذِبُونَ .
مراد از القاى سمع در اين‌جا ، گوش دادن است . ضمير « يلقون » به كافران برمىگردد و معناى آيه چنين است : كسانى كه به شياطين گوش فرامىدهند و سخنان دروغ و ياوه را از آنها دريافت مىكنند ، كافرند و بيشتر كافران در سخنان و گفتارهايشان دروغگو هستند ، درحالىكه محمّد صلّى اللّه عليه و إله در تمامى گفتارها و كردارهاى خود راستگو است . بنابراين ، چگونه مىگويند : او [ قرآن را ] از شياطين شنيده و دريافت كرده است ؟
وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ * أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ * وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ .
اين آيه ردّى بر سخنان مشركان است كه مىگفتند : محمّد شاعر است . بيان اين ردّ ، بدين‌ترتيب است كه ميان محمّد صلّى اللّه عليه و إله و شاعران از چند جهت تفاوت بزرگى وجود دارد : اوّلا ، پيروى مؤمنان از محمّد صلّى اللّه عليه و إله ، بر اثر اعتماد داشتن به وى و به عظمت وى ، ايمان به خدا و نبوت او بوده است . آنان در دوستى او تجارتى را مىديدند كه هرگز تمام نمىشود و به همين سبب ، جانشان را فداى او مىكردند و به خاطر او با پدران و پسران خود مىجنگيدند . امّا شاعران ، به‌ويژه آنها كه در دوران جاهليت زندگى مىكردند ، در خواب و خيال به سر مىبردند و از قديم گفته‌اند : « خيال‌پردازىهاى شاعر » . برخى مىگويند : زيباترين شعر ، دروغ‌ترين آن است . از اين‌گونه شاعران ، تنها افرادى پيروى مىكنند كه همانند خود آنها باشند . ثانيا ، بيشتر شاعران در قديم از ستمكاران پشتيبانى مىكردند و ستمگرى و سركشى آنان را مورد تأييد قرار مىدادند . براى نمونه ، يك شاعر تمام نبوغ و استعدادش را فشرده مىكرد تا قصيده و يا بيت‌هايى را در ستايش شكوه جباران