كرديم . ولى بيشتر مردم جز ناسپاسى نكردند . ( 50 )
اگر مىخواستيم ، به هر قريهاى بيمدهندهاى مىفرستاديم . ( 51 )
از كافران اطاعت مكن ، و به حكم خدا با آنها جهاد كن ، جهادى بزرگ . ( 52 )
اوست كه دو دريا به هم بياميخت : يكى شيرين و گوارا و ديگرى شورابى سخت گزنده . و ميان آن دو مانعى و سدى استوار قرار داد . ( 53 )
اوست كه آدمى را از آب بيافريد و او را نسب و پيوند ساخت ، و پروردگار تو به اين كارها تواناست . ( 54 )
واژگان
لباسا : پوشاننده همچون لباس .
سباتا : آراميدن ، متضاد برخاستن ، يعنى خداوند شب را براى آرامش مردم و روز را براى برخاستن آنان قرار داد .
أناسى : جمع انسى همانند كرسى و كراسى : مردم .
كفورا : از كفران نعمت گرفته شده : ناسپاسى كردن .
مرج : به هم آميخت .
الفرات : بسيار گوارا .
الأجاج : بسيار شور و يا تلخ .
البرزخ : مانع .
حجرا محجورا : حرام است كه آب شور ، آب شيرين را فاسد كند .
النسب و الصّهر : خويشاوندى ميان زن و مرد .
اعراب
« كيف » حال از ضمير مستتر در « مدّ » است . « بشرا » حال از « الرّياح » است . « انعاما » و « أناسىّ » مفعول دوم براى « نسقيه » است .