تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 709

مساهمون:

ص٧٠٩
مىشوم و آن را تا آن‌جا فاسد و كور مىكنم كه چيزهاى روشن و محسوس را هم نبيند . وانگهى هركس بخواهد دين و ايمانش را بيازمايد بايد بنگرد : آيا نفس خود را متهم مىكند و يا آن را از هرعيب و كاستى پاك مىداند ؟ و آيا حق را حتى اگر به زيانش باشد مىپذيرد ؟ اگر نفسش را متهم كرد و حق را با هرگونه پيامدى كه داشته باشد پذيرفت ، از زمرهء مؤمنان است ؛ در غير اين صورت ، از هلاك‌شوندگان خواهد بود .
أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتابُوا أَمْ يَخافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ رَسُولُهُ بَلْ أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ .
منافقان نپذيرفتند كه به‌منظور رفع خصومت به نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بروند . اين عدم پذيرش هيچ دليلى نداشت ، جز دشمنى و نفرتى كه آنان نسبت به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله ، يا ترديدى كه در نبوت او ، و يا بيمى كه از ستم او داشتند . حال ، سبب هرچه باشد از قضاوت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله كسى سرپيچى نمىكند ، مگر كسى كه كافر باشد و يا بر خود و ديگران ستم كند .
إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ .
پس از آن‌كه خداوند از منافقان ياد كرد و اين‌كه هرگاه از آنان خواسته شود كه براى رفع خصومت نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بروند نمىپذيرند ، اينك از مؤمنان ياد مىكند و اين‌كه هركس آنان را به سوى خدا و پيامبرش فراخواند مىپذيرند و كمال فروتنى و اطاعت دعوت او را اجابت مىكنند و اينان همان « حزب اللّه » هستند كه مصداق اين سخن خداوند مىباشند : « اينان حزب خدايند ، آگاه باش كه حزب رستگارانند . « 1 »
وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللَّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ .
كسانى كه از خدا و پيامبرش اطاعت كنند و از خدا بترسند و تقواى او را پيشه كنند به خشنودى و بهشت خدا دست خواهند يافت . عطف خوف از خدا و تقواى او به اطاعت او از باب
هامش
( 1 ) . مجادله ( 58 ) آيهء 22 .