تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤
نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ .
اين آيه مثالى است كه خداوند آن را بر روشن بودن دلايل وجود خودش و اين‌كه اين دلايل در جزء جزء جهان هستى به چشم مىخورد ، زده است . خلاصهء اين مثال بدين‌ترتيب است : چراغى درون چراغدانى كه به ديوار خانه نصب گرديده ، قرار داده شده است . اين چراغدان ، نور آن را محصور مىكند و گرد مىآورد و هوا بدان نفوذ نمىكند . اين چراغ درون قنديلى است از شيشهء شفاف و صاف كه چون ستاره‌اى مىدرخشد ، امّا روغن اين چراغ از درخت زيتون است . اين درخت نه خاورى است كه خورشيد تنها در هنگام طلوع بر آن بتابد و نه باخترى است كه خورشيد تنها در هنگام غروب بر آن بتابد ، بلكه هم خاورى است و هم باخترى ، زيرا در بامداد و شامگاه رو به آفتاب است ، به‌گونه‌اى كه نه سايهء كوهى آن را مىگيرد ، نه سايهء درختى و نه سايهء ديوارى . از اين رو ، روغن آن پاك و صاف است و بدون سوختن مىدرخشد و هرگاه آتش بدان برسد ، نورش درخشان مىگردد .
« نُورٌ عَلى نُورٍ » .
نور چراغ و نور شيشهء صاف و نور روغن پاك . به بيانى كوتاه‌تر بر اثر پاكى روغن ، تميزى شيشه و محصور شدن نور چراغ و محفوظ ماندن آن از وزيدن بادها به وسيلهء چراغدان ، نور چراغ افزايش مىيابد .
يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ .
هرگاه آنان از راهى بروند كه خدا آن را براى هدايت نصب كرده ، خداوند هم بدان نور ، راه مىنمايد ؛ زيرا او حكيم است و چيزى را بدون سبب و انگيزه انجام نمىدهد . آنان‌كه خداوند هدايتشان مىكند و پاداششان مىدهد ، كسانى هستند كه دلايل او را مىبينند و بدان عمل مىكنند و در آيهء بعدى به آنان اشاره كرده است :
« رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ » .
وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ .
از جملهء اين مثل‌ها ، همين مثال رساست ، تا هركه هلاك شود از روى دليل به هلاكت برسد و هركه زنده بماند ، از روى دليل زنده بماند .
وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ .
خداوند آن‌كس را كه دلايل روشن و گواهان قطعى او را