تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 692

مساهمون:

ص٦٩٢
زكات دادن بازشان ندارد ، از روزى كه دل‌ها و ديدگان دگرگون مىشوند هراسناكند . ( 37 ) تا خدا به نيكوتر از آنچه كرده‌اند جزايشان دهد ، و از فضل خود بر آن بيفزايد ، و خدا هركه را بخواهد بىحساب روزى دهد . ( 38 )

واژگان

المشكوة : محفظه داخل ديوار كه در آن چراغ مىگذارند ، چراغدان . درّى : در پاكيزكىاش همانند در است . الغدو : جمع غدوه به معناى بامدادن . الآصال : جمع اصيل ، يعنى شامگاهان .

اعراب

« زيتونة » بدل از « شجرة » است و ما بعد آن صفت مىباشد .
« نُورٌ عَلى نُورٍ » .
« نور » خبر براى مبتداى محذوف است : ذلك نور .
« عَلى نُورٍ »
متعلق به محذوف ، صفت براى « نور » است . مصدر
« أَنْ تُرْفَعَ »
منصوب است به نزع الخافض : بأن ترفع .
« فِي بُيُوتٍ »
متعلق به « يسبّح » است . « فيها » بدل از
« فِي بُيُوتٍ »
است ؛ همانند :
« وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدِينَ فِيها » .
« 1 » « رجال » فاعل « يسبّح » است . « ليجزيهم » متعلق به محذوف است : فعلوا ذلك ليجزيهم . « أحسن » مفعول دوم براى « يجزيهم » است ؛ زيرا به معناى يعطيهم است .

تفسير

خداى سبحان در كتاب عزيز خود ، صدها بار به عظمت جهان هستى و آنچه در آن مىباشد اشاره و در چندين آيه از اين جهان به آسمان‌ها و زمين تعبير كرده است .
هامش
( 1 ) . هود ( 11 ) آيهء 108 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 692 | محمد جواد مغنية