نيابند ، به جستجوى وى برايند . صفوان بن معطل كه از دنبال سپاه حركت مىكرد به او برخورد و او را شناخت ، زيرا وى پيش از نازل شدن قانون حجاب عايشه را ديده بود .
بنابراين ، صفوان شترش را خوابانيد و خودش كنار ايستاد . وقتى كه عايشه سوار شد ، او زمام ناقه را برگرفت و او را به سپاه و يا به مدينه رسانيد . در اينجا بود كه دروغپردازان فرصت پيدا كردند كه آن تهمت بزرگ را بسازند و در ميان مردم منتشر و پراكنده كنند و عايشه را به خيانت و ارتباط با صفوان متهم سازند . نخستين كسى كه به اين دروغ بزرگ زبان گشود ، سردستهء نفاق ، عبد اللّه بن ابى بود و حسان بن ثابت ، مسطح و ديگر منافقان آن را ترويج كردند . بنابراين ، خداوند نيز به منظور تبرئه عايشه اين آيات را فروفرستاد .
بدين مناسبت به دو موضوع اشاره مىكنيم :
1 . شيعهء اماميه بر اين باورند كه زنان پيامبران همگى پاكدامن و پاكند و پيامبر - هر پيامبرى كه باشد - نطفهاش را تنها در رحمهاى پاك قرار مىدهد . البتّه ، همسر او ممكن است كافر باشد ، ليكن هرگز زناكار نيست ؛ زيرا پيامبر در پيشگاه پروردگارش بزرگتر و عزيزتر از آن است كه يك زناكار را همسر او قرار دهد . دانشمند شيعى ، طبرسى در مجمع البيان مىگويد : « زنان انبيا بايد از چنين آلودگى پاك باشند ؛ زيرا اين حالت زشت است ، درحالىكه خداوند پيامبرانش را از زشتىهايى پايينتر از اين ، پاك گردانيده است ، تا مبادا چيزى در آنان باشد كه مانع پذيرش سخن آنان و عمل به دعوت ايشان گردد » . از ابن عباس نقل شده كه او گفت : زن هيچ پيامبرى زنا نكرد و زن نوح خيانت كرد كه او را به ديوانگى نسبت مىداد و خيانت زن لوط نيز اين بود كه ديگران را از وجود مهمانان او باخبر ساخت .
2 . برخى گفتهاند : پيامبر صلّى اللّه عليه و إله دربارهء موضوع عايشه با على عليه السّلام مشورت كرد و او به پيامبر اشاره كرد كه وى را طلاق دهد و همين امر باعث شد كه عايشه در روز جمل عليه امام عليه السّلام دست به شورش بزند . اين گوينده ، به روايتى استناد جسته است كه ما آن
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 660
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٦٦٠