تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩

اعراب

« عصبة » خبر « إنّ » است .
« لا تَحْسَبُوهُ »
جملهء مستأنفه است . « لو لا » از ادات تحضيض و به معناى هلّا مىباشد . مصدر برگرفته از
« أَنْ نَتَكَلَّمَ »
اسم « يكون » است . مصدر
« أَنْ تَعُودُوا »
مفعول من اجله است براى « يعظكم » . مصدر
« أَنْ تَشِيعَ »
مفعول « يحبّون » است .

خلاصهء داستان افك

مفسران و راويان از تمام فرقه‌ها و مذاهب اسلامى - جز به‌ندرت - وحدت نظر دارند بر اين‌كه اين آيات به منظور تبرئه عايشه از تهمت زنا نازل شده است و سبب تهمت اين بود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله هرگاه به سفر مىرفت ، ميان همسرانش قرعه مىانداخت و هركدام از آنها را كه قرعه به نامش اصابت مىكرد ، با خودش به سفر مىبرد . در سال پنجم هجرى ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به جنگ با بنى مصطلق رفت . در اين سفر جنگى قرعه به نام عايشه درآمد . ازاين‌رو ، وى را به همراه خود به جنگ برد . خداوند پيامبرش را بر بنى مصطلق پيروز كرد . او همچنين با دختر رهبر اين قبيله ، يعنى حارث پس از آن‌كه اسلام آورد - ازدواج كرد . نام اين دختر برّه بود و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نام را به جويريه تغيير داد . پدر اين دختر و نيز بيشتر شخصيت‌هاى قبيله او اسلام را برگزيدند . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله با همراهان پيروزش به سوى مدينه بازگشت و شب و روز طى طريق مىكرد ، تا اين‌كه شب دوم فرارسيد و به همراه سپاهيانش فرود آمد تا اندكى بياسايد . هنگام حركت كاروان ، عايشه به دنبال قضاى حاجت رفته بود و هنگامى كه بازگشت ، ديد گردنبندش گم شده است . بنابراين ، برگشت و در جايى كه گردنبند را گم كرده بود به دنبال آن مىگشت و جستجو مىكرد ، تا اين‌كه آن را يافت و دوباره به محلّ اتراق سپاهيان برگشت ، امّا كسى را نديد . او به انتظار نشست ، تا شايد وقتى كه سپاهيان او را