حديث آمده است : « تمام مؤمنان بسان يك تن مىباشند » . در آيهء دهم سورهء حجرات ، خداوند مىگويد : « همانا مؤمنان برادرند » . اينگونه بيان در قرآن فراوان است كه برخى از آنها عبارتند از : آيهء 29 سورهء نساء : « يكديگر را مكشيد » . آيهء 61 سورهء نور :
« به يكديگر سلام كنيد » . آيه بدين نكته اشاره دارد كه هرگاه يك مؤمن حقيقى دروغ و باطلى را بشنود ، نبايد در برابر آن سكوت اختيار كند . امّا مقصود از اين سخن مشهور :
« سخن اگر نقره باشد ، سكوت طلاست » ، سخنى است كه از روى ناآگاهى زده شود و نيز سخن بيهوده و باطل همچون دروغ ، غيبت و سخنچينى .
پرسش : سخن خداوند :
« وَ قالُوا هذا إِفْكٌ مُبِينٌ » .
نشان مىدهد كه شخص مؤمن بايد به صرف شنيدن اتهام زنا و فحشا و بدون تحقيق ، به دروغ بودن آن يقين پيدا كند در حالىكه اين امر ، با اين اصل عقلى و اسلامى كه مىگويد : « كسى كه چيزى را قاطعانه نفى مىكند همانند كسى كه مىخواهد آن را ثابت كند ، به دليل قطعى نياز دارد » منافات دارد ؟
پاسخ : بله ، در اين اصل ترديدى وجود ندارد و آن يك اصل فراگير است ، لكن در اينجا مراد از نفى ، نفى زنا در واقع و در پيشگاه خداوند نيست ، بلكه مراد نفى حكم و آثار آن است از قبيل اجراى حدّ و لغو آن و كان لم يكن تلقى كردن آن در واقع ، مگر اينكه از راه شرعى ثابت شود . بنابراين ، وقتى كه راه اثبات منتفى شد ، حكم هم قطعا منتفى مىشود و به همين دليل است كه در صورت عدم اثبات زنا ، قاذف [ - تهمتزنندهء زنا ] به تحمل هشتاد ضربه شلاق محكوم مىشود . به بيانى ديگر نبودن دليل شرعى بر اثبات زنا ، دليل است بر عدم اثبات حكم و آثار آن و نيرومندترين گواه بر اثبات اين مدّعا سخن خداوند است كه مىگويد :
لَوْ لا جاؤُ عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَداءِ فَأُولئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكاذِبُونَ .
يعنى هرگاه آنان نتوانند گواه بياورند ، در حكم خدا در دنيا دروغگويند و امّا حكم آخرت به علم خدا بر حقيقت اشيا تعلق مىگيرد . [ بر خلاف حكم خدا در دنيا