تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
قضى : فرمان داد ، واجب كرد . أفّ : واژه‌اى است كه بر آزار دادن و نفرت دلالت مىكند . خفض الجناح : كنايه از فروتنى است . الأوّاب : كسى كه در كارهايش به خدا رجوع مىكند .

اعراب

« فتقعد » منصوب است به « أن » كه پس از « ما » در تقدير است ؛ زيرا جواب نهى مىباشد .
قَضى رَبُّكَ
أن لا
تَعْبُدُوا
به معناى بأن لا تعبدوا است « و بالوالدين » عطف است بر « أن » و يا متعلق به محذوف مىباشد ؛ يعنى بأن تحسنوا للوالدين إحسانا . « إمّا » از دو واژهء تركيب شده است : « إن » شرطيه و « ماء » زايد . « أفّ » اسم فعل است و محلّى از اعراب ندارد و معنايش چنين است : به پدر و مادر چيزى نگوييد كه آنها را آزار دهد .
« كَما رَبَّيانِي » ،
كاف به معناى مثل و جانشين مفعول مطلق است ؛ يعنى ارحمهما رحمة مثل رحمة تربيتهما . « صغيرا » حال است .

تفسير

لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُوماً مَخْذُولًا .
خطاب در اين‌جا به انسان است ، آن‌هم به هر انسانى و نه به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ؛ به دليل اين‌كه خدا مىگويد :
« إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما
؛ تا تو زنده هستى هردو يا يكى از آن‌دو سالخورده شوند » . درحالىكه روشن است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بدون پدر و مادرش به زندگىاش ادامه داد .
وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ .
خداوند دستور داد كه در عبادت تنها به خداوند توجه داشته باشيد . البتّه مقصود از عبادت ، تنها روزه و نماز نيست ؛ زيرا هركس از انسانى در نافرمانى خدا اطاعت كند ، او را عبادت كرده است . پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله فرمود :
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 63 | محمد جواد مغنية