فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ .
ضمير « تقطعوا » و مابعدش به پيروان پيامبران برمىگردد و مراد از « زبر » كتابهاست و معناى آيه چنين مىباشد : پيامبران داراى يك دينند ، لكن پيروانشان بر اديان مختلف ؛ زيرا هرفرقهاى از كتابى پيروى مىكند كه بدان ايمان دارد و ديگر كتابها را انكار مىكند . براى نمونه ، يهود بهرغم اينكه تورات را تحريف كردهاند ، بدان ايمان دارند و به انجيل و قرآن كافرند . نصارا كه انجيل را تحريف كردهاند ، به آن و تورات تحريف شده ايمان دارند و به قرآن كافرند . به نوشتهء ما زير عنوان « هركس دين خود را تصديق مىكند » ، جلد اوّل رجوع كنيد .
فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ .
پس از آنكه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله پيامهاى پروردگارش را به آنان رسانيد و از طريق هشدار و بيم دادن ، حجت را بر آنها تمام كرد ، خدا به او دستور داد كه از آنان روى برتابد و ايشان را در همان غفلت و گمراهى خود واگذارد .
اين جمله ، نوعى تهديد و هشدار است ؛ زيرا خدا بلافاصله پس از آن مىگويد :
أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ * نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونَ .
كافران به داشتن فرزندان و ثروتهاى خود ، مغرور شدند و گمان كردند كه آنها برايشان جاودانه باقى مىمانند و توجه نكردند كه خدا آنان را به وسيلهء اين فرزندان و ثروتها آزمايش مىكند و آنها تا مدّت معيّنى از آن ايشان است و سپس با كمال قدرت آنها را از آنان مىستاند .