اعراب
« وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ »
مبتدا و خبر است و جمله حال از واو « يؤتون » مىباشد . مصدر به دست آمده از
« أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ »
مجرور به « من » محذوف است يعنى من رجوعهم إلى ربّهم .
« أُولئِكَ يُسارِعُونَ »
خبر
« إِنَّ الَّذِينَ »
است . « وسعها » مفعول دوم براى « نكلّف » مىباشد .
تفسير
خداوند پس از آنكه از كسانى ياد كرد كه در گمراهى به سر مىبرند و مىپندارند كه خدا مىكوشد تا به ايشان خيرى برساند ، اكنون از مؤمنان ياد مىكند و اينكه آنان از ويژگىهاى زير برخوردارند .
1 .
إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ .
پرسش : خشيت همان ترس است و واژهء « اشفاق » همين معنا را دربردارد و يا اينكه « اشفاق » بالاترين حد و درجه ترس است - چنانكه برخى گفتهاند - بنابراين ، معناى آيه چنين مىشود : آنان از ترس مىترسند و اين ، درست نيست ؟
پاسخ : مراد از « اشفاق » در اينجا ، حرص ورزيدن به طاعت خدا مىباشد و تقدير عبارت سخن چنين است : هم يحرصون على طاعته تعالى خوفا من عذابه ؛ آنان به طاعت خدا حرص مىورزند ؛ زيرا از عذاب او مىترسند .
2 .
وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ .
مراد از « آيات » در اينجا ، دلايل وجود خدا و عظمت او ، نبوت پيامبران او و صدق كتابهاى اوست .
3 .
وَ الَّذِينَ هُمْ بِرَبِّهِمْ لا يُشْرِكُونَ .
پرسش : كسانى كه به آيات خدا ايمان دارند ، همان افرادىاند كه شرك نمىآورند .
بنابراين ، دليل عطف و تكرار چيست ؟